
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
213که مقابل اوست نسبت دارد، همه را نفى مىکند. خواه وحدت عددیه باشد مانند فرد واحد از نوعى که اگر به ازاى آن فرد دیگرى فرض شود، دو تا خواهند شد. زیرا این فرد در تحت سیطره و قهّاریت حدّ خودش مىباشد؛ آنگونه حدّى که فرد دیگرى که مسلوب است از آن اینگونه حدّ، و در قبال این فرض شده است، این را حدّ مىزند و تحدید بدین خصوصیت مىنماید.
و یا وحدت نوعیه یا جنسیه و یا هر گونه وحدت کلّیهاى که منسوب به کثرتى از سنخ خودش باشد؛ نظیر انسان که نوع واحدى است مضاف و منسوب به انواع کثیره حاصله از آن و از فرس و بقر و غنم و غیرها. زیرا انسان طبیعتش مقهور مىباشد به حدّى که آن را محدود مىنماید بدان حدّ، نظیرهاى آن از انواع دگر.
بنابراین، از آن جهت که خداوند تعالى را چیزى مقهور نمىکند در چیزى از ذاتش و صفاتش و افعالش البتّه، و اوست قاهر بر فراز هر چیز، و در هیچ امرى که راجع به او باشد محدود نمىباشد؛ لهذا وى موجودیست که شائبهاى از عدم ندارد، و حقّى است که بطلانى عارضش نمىگردد؛ و اوست زنده که مرگ در او نمىآمیزد، و اوست علیم که جهل به سوى او کمکم راه پیدا نمىنماید، و اوست قادر که عجز بر او فائق نمىآید، و اوست مالک و مَلِک (صاحب اموال و صاحب اختیار در نفوس) بدون آنکه چیزى بتواند در مِلکیت و در مُلکیت وى راه یابد، و اوست عزیز که ذلّت بر دامنش نمىنشیند، و هکذا.
بر این اساس، خداوند از هر کمالى که فرض شود، محض آن را دارد (یعنى بدون اندک شائبه و خلط و مزج با عدم و نقصان).
و اگر میل دارى در این حقیقت قرآنیه تفهّم و تعقّل و تفقّه بیشترى را بدست آورى، فرض کن یک «امر متناهى» و یک «امر غیر متناهى» را غیر از آن. در این صورت اینچنین مىیابى که غیر متناهى محیط مىباشد به متناهى، به
