
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
21دشمن اصابت مىکند، و هَلُمَّ جرّاً.
امّا همین نور مختصر که اصلًا آن را به حساب نمىآورد، ببینید چقدر براى وى فائده دارد! تا برسد به نورهاى شدیدتر و قوىتر، تا برسد به نورهاى اخلاقى و صفاتى، تا برسد به نورهاى عقلانى و ذاتى، که هر یک را انسان در رتبه خود اگر فاقد گردد کور است. چشم دارد ولى کور است؛ به علّت آنکه چشم با نور حسّ مىبیند، اندیشه و فکر با نور معنوى، عقل و شهود با نور عقلانى و شهودى.
شخص منکر خدا و لقاء خدا که دست به اعمالى بر خلاف سُنن اوّلیه و اصول فطریه مىزند، آدم کورى است که در میان چندین ظلمت سر فروبرده است؛ و در میان لجّههاى عمیق و گردابهاى وحشتانگیز هوا و هوس و تبعیت از شیطان و نفس امّاره چنان در تاریکىهاى عجیب بسر مىبرد که ابداً روزنه روشنائى در او تحقّق پیدا نمىکند.
کفّار در سه ظلمت فرورفتهاند: ظلمت خیال و وهم، ظلمت عقل، ظلمت ذات
قرآن کریم مىفرماید: اینگونه کفّار، گوئى در میان سه طبقه از ظلمت فرورفتهاند: اوّل، ظلمتى مثلًا به مثابه شب. دوّم، بر این ظلمت افزوده شود ظلمت موجى که یکى پس از دیگرى در اعماق دریائى سهمگین و وحشتخیز بر سر او ریخته شود. سوّم، بر این ظلمت همچنین اضافه شود ظلمت ابرهاى تاریک که برآمده و سطح آسمان را پوشانیده است. این ظلمتهاى متراکم بقدرى است که فرضاً آن مرد کافر اگر اراده کند نزدیکترین چیزها به او که دست او مىباشد، از لباس و یا آستین برون آورد و ببیند، نخواهد دید. اینان، نه نور شرعى آنان را رهبرى مىکند، نه نور عقلى و نه نور شهودى. و در اعماق چند طبقه از تاریکى خیال و وهم، و تاریکى نور عقل، و تاریکى نور ذات بسر مىبرند.
نعوذُ باللَه که: ﴿وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ﴾.
