
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
209تقریر مسأله وجود خداى تعالى موجود مىباشد، با وجود اتّفاق بر اعطاء فطرت انسانى که با الهام خفىّ و اشاره دقیق خود رهبرى به مبدأ واحد مىنماید.
تا آنکه کار فهم آحادى از انسان در این امر به جائى کشیده است که بتهاى متّخذه و اصنام مصنوعه از چوب و سنگ حتّى از أمثال کشک و گِل را که از بولهاى گوسفندان تهیه نمودهاند، شرکاء خدا و قرناء وى به حساب درآورده و آنها را مىپرستند همانطور که خدا را مىپرستند، و مورد حاجت و مسئله قرار مىدهند همانطور که خدا را مورد سؤال و حاجت قرار مىدهند، و مورد خضوع مىنهند همانطور که خدا را مورد خضوع مىنهند.
آرى این انسان در اینجا هم درنگ نکرد مگر آنکه این اصنام را بر خداوند برترى داد، و به گمان خود بر آن روى آورد و خدا را ترک نمود، و مورد امر و تقاضاى خود بر حوائجش قرار داد و خدا را منعزل ساخت.
بنا بر آنچه گفته شد: غایت و نهایت آنچه انسان براى خداوند وجودى را معتقد شده است، مانند آن چیزى است که براى آلهه خویشتن، که با دست خود مىساخته است و یا انسانى دیگر مثل او با دست خود مىساخته است، مىپنداشته است. و از همین جهت بود که براى خداوند صفت وحدتى را که برگزیدند، بعینها به مثابه وحدتى بود که هر یک از اصنامشان را بدان وحدت توصیف مىنمودند؛ و آن عبارت بود از «وحدت عددیه» که از آن اعداد تألیف پیدا مىکنند. خداى تعالى مىگوید:
﴿وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ* أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ﴾.1و2
- آيه ٤ و ٥، از سوره ٣٨: ص
- در «أقرب الموارد» آورده است: العُجاب بالضّمّ: ما جاوز حدَّ العَجَبِ. أمرٌ عَجَبٌ و عُجابٌ و عُجّابٌ ـ بتخفیف الجیم و تشدیدها ـ للمبالَغةِ: أی یتعجَّبُ منه. و عَجَبٌ عُجابٌ: مُبالَغةٌ.
