اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

206
  • دلالت بر این مدّعى دارد؛ زیرا در آن اقتصار بر ذکر مسیح علیه السّلام شده است و از عزیر ذکرى به میان نیامده است. بنابراین، این آیه دلالت دارد بر دخول وى در عموم قوله: ﴿أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ‌﴾.

  •  و عزیر را «ابن اللَه» مى‌گفتند به همان گونه که احبارشان را «أبناء اللَه» مى‌گفته‌اند. و اختصاص عزیر در نام‌برى به ابن اللَه به تنهائى، به جهت شکرانه احسانى بوده است که به آنها نموده بود، همان‌طور که اشاره بدان سابقاً گذشت.

  •  و بالجمله، قرار دادن ایشان برخى از پیامبرانشان و دانشمندانشان و تارکان دنیایشان را در موضع ربوبیت، و خضوعشان را در برابر آنها خضوعى که مثل آن جز براى خداوند سبحانه جائز نمى‌باشد؛ غلوّ در دینشان محسوب شده، و خداوند سبحانه به زبان پیغمبرش صلّى اللَه علیه و آله ایشان را از آن نهى کرده است.

  •  و تقیید غلوّ در دین به غیر حقّ ـ با آنکه غلوّ جز غیر حقّ چیزى نیست ـ فقط بواسطه تأکید و یاد آورى لازم معنى با ملزومش مى‌باشد، براى آنکه شنونده آن را فراموش ننماید. چون شخص غالى در هنگام غلوّ فراموش مى‌کند یا نظیر شخص فراموش‌کار مى‌شود.

  •  و اطلاق کلمه «أب» بر خداى سبحانه با تحلیل معنى آن و تجریدش از لکه‌دار شدن نواقص مادّه جسمانیه؛ یعنى کسى که ایجاد و تربیت بدست او مى‌باشد، و همچنین «ابن» را به معنى مجرّد تحلیلى آن، اگرچه از جهت عقل مانعى ندارد؛ و لیکن از جهت شرع ممنوع است.

  •  زیرا اسماء خداوند سبحانه توقیفى هستند. و توسّع در اطلاق اسماء و صفاتى که بر خداوند بسته گردد مفاسدى را همراه مى‌آورد. و کافى است در مفسده اطلاق کلمه ابن و أب آنچه را که دو امّت یهود و نصارى و به خصوص نصارى از دست صاحبان کنیسه در خلال قرون متمادیه کشیدند؛ و چه بلاهائى‌