
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
196و درباره مسیح عقیده شان آنست که وى کسى نیست مگر بنده خدا و رسول وى؛ همچنانکه بنا بر ضبط تاریخ، مسیحیون حبشه و غیرها اینچنین بودهاند. على هذا معنى اینطور مىشود: اگر نصارى از آنچه را که معتقدند دست برندارند (از باب نسبت دادن گفتار بعضى از جماعت را به جمیعشان)، البتّه آتش خداوندى به گروه کافران از آنان مسّ خواهد کرد؛ و ایشان عبارتند از قائلین به تثلیث از آنها.»
و در تفسیر آیه: ﴿مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ﴾ فرمودهاند:
«ردّ قول آنانست که: ﴿إِنَّ اللَهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ﴾؛ یا ردّ این گفتارشان با ضمیمه گفتار دیگرشان که در آیه سابقه حکایت شد که: ﴿إِنَّ اللَهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ﴾؛ و محصّل عقیده و گفتارشان اشتمال مسیح مىباشد بر جوهره الوهیت؛ به اینکه مسیح با سائر رسولان خداوندى که خدا ایشان را پیش از این میرانیده است تفاوتى ندارد. آنان نیز بشرى بودهاند فرستاده شده بدون آنکه ارباب بوده باشند و صاحب اختیار، بدون خداى سبحانه.
و همچنین مادرش مریم، صدّیقهاى بوده است که آیات خدا را تصدیق مىنموده است و او نیز بشر بوده است. و عادت مسیح و مادرش هر دو نفر آن بوده است که طعام مىخوردهاند. و خوردن طعام با خصوصیات و لوازم دنبال آن مبنى است بر اساس حاجت؛ و آن اوّلین علامت و نشانه از علامتهاى امکان و مصنوعیت آنها مىباشد.
بنابراین تحقیقاً مسیح علیه السّلام ممکن الوجود بود، و از ممکن الوجود تولّد یافته بود، و عبد و رسول بود، و مخلوقى بود زائیده شده از مادرش ـ که هر دوتاى آنها خدا را مىپرستیدند و بر سبیل افتقار و نیاز قدم بر مىداشتند ـ بدون آنکه ربّ بوده باشد.
و کتب انجیلى که در دست مسیحیان مىباشد معترف است بدین
