اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

194
  • اغلب نصارى به عنوان عقیده مسلّمه مذهبیه آن را پذیرفته‌اند بدون آنکه معنیش را تعقّل کنند، و بدون آنکه طمعى در تعقّل آن در سرشان بپرورانند؛ همچنان‌که در وُسع و ظرفیت عقل سلیم نیست که آن را به طرز صحیحى تعقّل نماید، بلکه فقط آن را تعقّل مى‌کند همچون تعقّل فرضهاى محال؛ مثل انسانى که انسان نباشد، و مثل عددى که نه واحد باشد و نه کثیر، و نه زوج باشد و نه فرد. روى این زمینه عامّه نصارى که آن را مى‌پذیرند، پذیرشى است بدون بحث و جستجو از معنى آن. و اعتقادشان به پسر بودن و پدر بودن فقط چیزى شبیه تشریف و تکریم مى‌باشد؛ بنابراین این گروه حقیقةً از اهل تثلیث نیستند، بلکه فقط عبارت تثلیث را در زیر دندانهاى خود مى‌فشرند و نسبت بدان اسمى و انتسابى براى خود نگهدارى مى‌کنند.

  •  به خلاف غیر عامّه از مسیحیون، یعنى آن دسته‌اى که خداوند اختلاف مذاهب را بدیشان نسبت مى‌دهد و مقرّر و مبین مى‌دارد که این اختلاف بر اثر بَغْى و تجاوز و تعدّى آنان بوجود آمده است؛ همچنان‌که مى‌فرماید: ﴿أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ﴾. ـ تا آنکه مى‌فرماید: ﴿وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ﴾.1

    1. آيه ١٣ و ١٤، از سوره ٤٢: الشّورى: ﴿شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‌ وَ عِيسى‌ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ* وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى‌ أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ﴾.
      «تشريع كرد براى شما از دين خود آنچه را كه نوح را بدان سفارش نموده بود، و آنچه را كه ما به سوى تو وحى فرستاده‌ايم، و آنچه را كه بدان إبراهيم و موسى و عيسى را سفارش نموديم، كه دين خدا را اقامه كنيد و در آن تفرقه را راه مدهيد! بزرگ و سنگين است بر مشركين آنچه كه شما ايشان را به سوى آن مى‌خوانيد! خداوند است كه بر مى‌گزيند به سوى خود هر كس را كه بخواهد، و هدايت مى‌كند به سوى خود هر كس كه وى به خدا رجوع كند. و متفرّق نگشتند مگر بعد از آنكه علم به سوى آنان آمده بود، از روى بغى و تجاوزى كه در ميانشان وجود داشت. و اگر گفتارى از پروردگار تو پيشى نگرفته بود كه مردم را تا اجل مسمّى در دنيا نگه دارد، تحقيقاً قضاء الهى بر آنها فرود آمده بود. و تحقيقاً كسانى كه پس از آنان وارث كتاب خدا شدند، در شكّ و ريب نسبت به پروردگارت روزگار سپرى مى‌نمايند!»