
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
191«یعنى یکى از سه تا: اب و ابن و روح؛ یعنى این گفتار منطبق بر هر یک از این سه خواهد شد. و این لازمه گفتارشان مىباشد که مىگویند: اب اله است، و ابن اله است، و روح اله است؛ و آنها سه تا هستند و یکى هستند. این سخن شبیه سخن ماست که مىگوئیم: زید پسر عمرو انسان است. در آنجا سه امر وجود دارد: اوّل زید، و دوّم پسر عمرو، و سوّم انسان، درحالىکه در حقیقت امر واحدى بیشتر نمىباشد؛ و آن شخص خارجى متّصف بدین صفات است.
ایشان در اینگونه استدلال غفلت کردهاند که اگر آن کثرت حقیقیه و غیر اعتباریه بوده باشد، لا محاله در متّصف نیز ایجاب کثرت حقیقیه را خواهد نمود. و اگر متّصف واحد حقیقى باشد، لا محاله ایجاب مىنماید که کثرت اعتباریه و غیر حقیقیه بوده باشد.
بنابراین، جمع میان این کثرت عددیه و وحدت عددیه در زیدى که متّصف است به صفت پسر عمرو و به صفت انسان، بر حسب واقع و حقیقت از امورى است که عقل از قبول و تعقّلش استنکاف مىنماید.
و از همین جهت است که برخى از مبلّغین نصارى صریحاً ذکر نموده است که مسأله تثلیث از جمله مسائلى مىباشد که از مذاهب سلف به ما اینچنین رسیده است؛ و به حسب موازین عقلیه قابل حلّ نمىباشد. و امّا متنبّه و متوجّه نگشته است که: بر عهده اوست و بر وى واجب و فرض مىباشد تا بر هر مدّعائى که به گوش او بخورد، مطالبه دلیل نماید؛ خواه از دعاوى سلف باشد و خواه از دعاوى خلف.»
و در تفسیر: ﴿وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ﴾ فرمودهاند:
«این ردّى مىباشد از جانب خداوند متعال بر کلامشان که: ﴿إِنَّ اللَهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ﴾. به اینگونه که: خداى سبحانه در ذات متعالى خود قبول کثرت را به
