
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
189«و این آیه مانند بیان است براى آنکه: به نصارى، نصرانیت و انتساب به مسیح علیه السّلام فائدهاى نمىرساند بهطورىکه عنوان کفر را از آنان بردارد؛ به جهت آنکه شرک به خداوند آورده و آنطور که باید حقّ ایمان به او را بجا نیاوردهاند و گفتهاند: خداوند مسیح بن مریم است.
و طائفه نصارى اگرچه در کیفیت اشتمال مسیح بن مریم بر جوهره الوهیت اختلاف نمودهاند، بهطورىکه بعضى از آنان گفتهاند: اقنوم مسیح که علم مىباشد از اقنوم ربّ (تعالى) که حیات است اشتقاق یافته است، و این ابوّت و بُنوّت است؛ و بعضى گفتهاند: خداوند تعالى به نحوه انقلاب، مسیح گشت؛ و بعضى گفتهاند: خداوند در مسیح حلول نموده است؛ همانطورىکه بیان این مراتب به تفصیل در گفتار ما راجع به عیسى بن مریم علیهما السّلام در تفسیر سوره آل عمران در جزء سوّم از کتاب گذشت؛ و لیکن اقوال سهگانه همگى قابل انطباق بر این گفتار هستند که: ﴿إِنَّ اللَهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ﴾. «خداوند همان مسیح پسر مریم است.»
بنابراین، ظاهر آنست که مراد از کسانى که بدین سخن لب گشودهاند جمیع نصارى هستند که درباره مسیح علیه السّلام غلوّ کردهاند؛ نه خصوص کسانى از آنان که قائل به انقلاب شدهاند.
و توصیف مسیح به پسر مریم خالى از دلالت و یا إشعار نمىباشد به سبب کفرشان، که نسبت الوهیت باشد به انسانى که پسر انسانى بوده است و آنان از خاک آفریده شدهاند؛ وَ أینَ التُّرابُ وَ رَبُّ الارْبابِ؟ «چه نسبت خاک را با ربّ الارباب؟»»
و در تفسیر ادامه آن: ﴿وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ﴾ ـ تا آخر آیه، فرمودهاند:
«این استدلال و احتجاجى مىباشد بر کفرشان و بر بطلان کلامشان به
