اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

180
  •  ١ ـ به من مى‌گویند: او را براى ما توصیف کن، چرا که تو به اوصاف وى عالم هستى! آرى در نزد من علم به اوصاف او وجود دارد.

  •  ٢ ـ او صفاست بدون آب، و لطف است بدون هوا، و نور است بدون آتش، و روح است بدون جسم.

  •  ٣ ـ گفتگو و آوازه او بر تمام کائنات پیشى گرفت در قدیم، که آنجا نه شکلى موجود بود و نه رسمى!

  •  ٤ ـ و اشیاء در آنجا بواسطه جهت حکمتى به او قیام داشتند؛ و بواسطه حجاب اشیاء، وى خود را از هر غیر ذى فهمى پنهان کرد.

  •  ٥ ـ و روح من چنان سرگشته و دیوانه و وابسته به او شد، به‌طورى‌که با ترکیب امتزاجى یکى گشتند درحالى‌که مادّه و جسمى نبود که در آن جسم دگر حلول کند.

  •  ٦ ـ پس مستى شراب بود، و درخت انگور نبود در وقتى‌که آدم بو البشر پدر من بود؛ و درخت انگور بود بدون مستى عشق در وقتى‌که اصل و ذات او اصل و ذات من بود.

  •  ٧ ـ و لطافت ظرفها در حقیقت تابع لطافت معناهاست و معانى بواسطه ظروف رشد مى‌کنند.

  •  تا آنکه در پایان قصیده مى‌گوید:

  •  ٨ ـ مفهوم عیش و زندگى وجود ندارد براى آن‌کس که زندگى مى‌کند و از درد او بى‌خبر است؛ و کسى که در مستى عشق او نمیرد و جان ندهد مرد صاحب حزم و درایتى نبوده است.

  •  ٩ ـ بنابراین باید حتماً بر خودش گریه کند کسى که عمرش را ضایع نموده و از وى براى خودش نصیب و سهمیه‌اى برنداشته است!