
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
175و اشتمال هر یک بر همه از این مقام مذکور؛ لا جرم حکم قطع و فصل و هَجر و وصل که در رتبه اعداد و معدودات است از من منفىّ مىباشد.
و حکم زمان و مدّت که از لفظ مَتَى فهمیده مىشود همچنین در این مقام من و حال من نمىگنجد. زیرا «مَتَى» و زمان در این مقام من شرک است نسبت به کسى که تعیین و تبیین وقت مىنماید. و زمان را که به من نسبت مىدهد، از قبل و بعدو از پیش و پس جدا مىکند.
١٩ ـ و هیچ همتا و مثلى نیست براى من در هر دو عالم دنیا و عقبى که آن مثل و شریک به خرابى آنچه را که من بنا کردهام حکم نماید؛ و یا امر او امضاى فرمان مرا کند.
و اگر در جوهر و حکم و مرتبه براى من مشارکى باشد تا در احکام ایجادى با من موافقت و یا مخالفت نماید، موجب افتقار مىگردد، و وجود یکى بیشتر نمىباشد و غناى حقیقى لازم ذاتى آنست؛ افتقار در آنجا چطور مىتواند راه پیدا کند؟
٢٠ ـ و هیچ ضدّ و معاندى براى من وجود ندارد در دو عالم ظاهر و باطن، و مخلوقات را در تفاوت خلقت در میانشان اختلاف و تفاوتى نمىبینى!
﴿ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ﴾؛ یعنى در ایجاد خلق و در اعطاء وجود به آنان نمودن اصولًا در بین موجودات فرقى نمىتواند وجود داشته باشد.
﴿فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ* ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ﴾.1
- آيه ٣ و ٤، از سوره ٦٧: الملك: ﴿الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ* ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ﴾. «آن كسى كه هفت طبقه آسمان را بيافريد. تو در آفرينش خداوند رحمن تفاوتى نمىبينى! پس چشمت را بازگردان كه آيا در خلقت آنها نقصان و شكافى مىبينى؟! سپس نيز چشمت را دو مرتبه بازگردان، در آن صورت چشمانت حسرت زده و تهيدست به سوى تو باز مىگردد!»
