
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
160موجب غیبت و بُعد آن مطلوب است از طالب.
حقّ همىگوید مرا من با توام *** من بهر ره گِرد عالم مىدوم از دور اندیشیدن عقل فضولى است که وجود اشیاء را غیر وجود حقّ تصوّر نمودهاند، و نسبت دو وجود با هم سبب آراى مختلفه گشته، و هر طائفهاى بنا بر خصوصیت و مناسبت اقوال مسمّى به اسم خاصّ شدهاند؛ جماعتى که به علّیت وجود واجب و معلولیت وجود ممکن قائل گشتهاند ایشان را فلسفى مىنامند. و اشتقاق فلسفه از فیلا و سوف است و فیلا محبّ را گویند1 و سوف حکمت است؛ یعنى محبّ حکمت.
و گروهى مىگویند که حقّ به ذات و صفات حالّ در نشأ2 انسان کامل مىشود؛ مثل نصارى در حکایت حضرت عیسى علیه السّلام، و جماعت نُصَیریه در باب علىّ مرتضى علیه الصّلاة و السّلام، و بعضى از صوفیه نادان که ایشان را حلولى مىنامند.
ادراک توحید حقیقى جز به کشف و شهود میسّر نیست
و به حقیقت موجب این مذاهب مختلفه توهّم غیریت وجود واجب و ممکن است. و ادراک توحید حقیقى جز به کشف و شهود میسّر نیست، و نسبت عقل با مکشوفات همچو نسبت حواسّ است با معقولات؛ که چنانچه حواسّ ادراک معقولات نمىتوانند نمود، عقل نیز ادراک مکشوفات نمىتواند کرد.
شعر:
اى برتر از آنکه عقل گوید *** بالاتر از آنکه روح جوید اى آنکه وراى این و آنى *** کیفیت خویش را تو دانى کس واقف تو به هیچ رو نیست *** آنکس که ترا شناخت او نیست - نسخه «ز»: و اشتقاق فلسفه از «فيلاسوف» است، و «فيلا» به زبان يونانى، محبّ را مىگويند.
- نسخه «ز»: نشأة
