
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
159زهى نادان که او خورشید تابان به نور شمع جوید در بیابان
مىفرماید:
متن:
زهى نادان که او خورشید تابان *** به نور شمع جوید در بیابان چون وجود ممکن، پرتوى از نور خورشید عالمتاب ذات واجب الوجود است که به قدر قابلیات و استعدادات فطرى مظاهر ممکنه، در صورت هر فردى از افراد تعینات جلوهگرى کرده، و هرجا به نوعى و خصوصیت شأنى روى نموده است، و جمیع اشیاء به نور آن حضرت ظاهر و هویدا شدهاند؛ و مثَل شخصى که خواهد که وجود واجب را به ممکن بشناسد، همانست که کسى آفتاب تابان در بیابان، یعنى جائى که هیچ حجابى و حایلى نباشد، به نور شمع طلب نماید؛ على الخصوص که نور آن شمع نیز به حقیقت مقتبس از آن آفتاب باشد.
شعر:
همه عالم پر است ازین منظور *** همه آفاق را گرفت این نور گنج در پیش چشم و ما مفلس *** یار در دستگاه و ما مهجور» تا آنکه مىفرماید:
«نظم:
هر کس به ترانهاى در این کوى *** دستان تو مىزند بهر روى اندیشه به تو چه ماند آخر *** یا جز تو ترا که داند آخر زنهار به حجّت قیاسى *** غرّه نشوى به حقّشناسى چون توهّم اثنینیت وجود واجب و وجود ممکن سبب گمراهى عقول فضول گشته است، مىفرماید که:
متن:
ز دوراندیشى عقل فضولى *** یکى شد فلسفى دیگر حلولى مقرّر است که طلب کردن مطلوبى که پیش طالب حاضر باشد البتّه
