اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

155
  •  واجب،1 وجود مطلق است و ذات ممکن، عدم؛ و دانستن چیزى بى‌آنکه نمونه آن چیز در نفسِ داننده باشد محال است، و هستى ممکن مجرّد اضافه‌2 بیش نیست، و ذات و صفات و افعال اشیاء همه معکوس‌3 ذات و صفات و افعال الهى‌اند که در مرایاى تعینات جلوه‌گرى نموده، و هرآینه در هرآینه به رنگ دیگر بر آمده‌اند؛ و چون به عینُ العِیان نظر کنى آنچه تو دلیل تصوّر کرده‌اى عین مدلول است، و چیزى را عین دلیل نفس خود گردانیدن غیر جهل نیست؛ چو دلیل مى‌باید که اجلى و اظهر از مدلول باشد. و عارف بحقّ کسى تواند بود که وجود اضافى و مجازى وى در سطوت نور وحدت الهى فانى مطلق شده باشد، و باقى به بقاء حقّ گشته و حقّ را به حقّ دیده و دانسته که: لا یرَى اللَهَ إلّا اللَهُ، وَ لا یعْرِفُ اللَهَ إلّا اللَهُ‌.4

  •  شعر:

  • عارف آن باشد که از عین العیان‌***هر چه بیند حقّ درو بیند عیان‌
  • حقّ چو جان و جمله عالم چون تن است‌***همچو خور در کائنات این روشن است‌
  •  فرمود که چون ممکن از واجب نمونه و علامت و آثار ندارد، پس واجب را به ممکن به حقیقت نتوان شناخت؛ چه دانستن چیزى به چیزى، به آن چیز بود5 که بینهما مشترک باشد؛ و الّا معرفت آن چیز به صفات سلبى تواند بود و

    1. نسخه «ز»: ذات واجب
    2. نسخه «ز»: اضافه‌اى
    3. نسخه «ز»: عكوس
    4. نمى‌بيند خدا را مگر خدا، و نمى‌شناسد خدا را مگر خدا
    5. نسخه «ز»: تواند بود.