
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
146الإقْرَارُ بِنُبُوَّتِهِ وَ أَنَّ مَا أَتَى بِهِ مِنْ کتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْىٍ فَذَلِک مِنَ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ.
وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَةُ الإمَامِ الَّذِى بِهِ تُؤْتَمُّ [یؤْتَمُ] بِنَعْتِهِ وَ صِفَتِهِ وَ اسْمِهِ فِى حَالِ الْعُسْرِ وَ الْیسْرِ، وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الإمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِىِّ إلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ، وَ وَارِثُهُ، وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَهِ، وَ التَّسْلِیمُ لَهُ فِى کلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إلَیهِ، وَ الاخْذُ بِقَوْلِهِ.
وَ یعْلَمَ أَنَّ الإمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ عَلَیهِ السَّلَامُ، وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَینُ ثُمَّ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَینِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِىٍّ ثُمَّ أَنَا، ثُمَّ بَعْدِى مُوسَى ابْنِى، وَ بَعْدَهُ عَلِىٌّ ابْنُهُ، وَ بَعْدَ عَلِىٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ، وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِىٌّ ابْنُهُ، وَ بَعْدَ عَلِىٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ؛ وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ.
«پس از آن فرمود: با فضیلتترین واجبات و واجبترین فرائض بر انسان معرفت پروردگار مىباشد، و اقرار در مقابل او بر عبودیت خویشتن. و مقدار شناسائى خدا آنست که انسان بداند معبودى جز وى نیست، و او شبیه و نظیر ندارد، و بداند که او قدیم و مثبت و موجود است و فاقد چیزى نمىباشد. او توصیف مىشود بدون آنکه مستلزم تشبیه و یا ابطال گردد. مانند وى چیزى موجود نیست و اوست یگانه شنوا و یگانه بینا.
و پس از معرفت پروردگار، معرفت رسول اوست، و گواهى بر نبوّت او؛ و کمترین درجه معرفت رسول اقرار بر نبوّت اوست و اقرار بر آنکه کتابى که وى آورده است و یا اوامر و نواهى او که لازمالإطاعه مىباشد، همه از جانب خداوند عزّ و جلّ است.
و پس از معرفت رسول خدا، معرفت امام است با نعت و صفت و نامش، که باید به او اقتدا کرد، در حال شدّت و تنگى و در حال فراخى و وسعت؛ و کمترین درجه معرفت امام آنست که او عدیل و هم میزان با پیغمبر
