اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

141
  • باز نمود تا امکان طىّ طریق پیدا شود؛ همچون مردم درویش و وارسته که راه رفته‌اند و گهر یافته‌اند. تو از آنان چون بهره جسته‌اى، سراغ شکسته دلان و درویشان مى‌روى تا گهرى دگر یافت نمائى.

  •  اگر سالیان سال سالک با فکر و اندیشه و انتخاب و ظنِّ خود بدود به سوى مطلوب، با پاى خود دویده است؛ نه با پاى استاد از نفس برون جسته. فلهذا نمى‌تواند از شکاف خودبینى‌هاى خویش گامى فراتر نهد و از دائره نفس برون جهد؛ تا خود ببینى از عالم غیبت اثرى نخواهد بود، و بوئى از آن بمشام روانت نمى‌رسد. در این صورت همیشه اغیار را مى‌بینى نه اخیار را! اگر در این فرض امکان داشته است که به احباب برسى، براى ما بیان کن تا ما هم بدون استاد و ولایت شیخ از آن طریق به راه افتیم!

  •  باید دانست که آنچه ملّاى رومى در این ابیات آورده است، مُفاد و مضمون و محتواى همان روایتى است که اینک ما در خطبه أمیر المؤمنین علیه السّلام در جواب ذعلب، از روایت حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام به روایت شیخ صدوق در «توحید» با سند متّصل خود از عبد اللَه بن یونس ذکر نمودیم. و از آن روایت مشهود بود که حضرت مولانا أمیر المؤمنین علیه السّلام نمى‌خواهند بفهمانند که من فقط خداى خودم را دیده‌ام و بنابراین او را عبادت مى‌کنم؛ بلکه این وظیفه حتمیه و امر مسلّمى است که باید جمیع پرستندگان خداوند چنین بوده باشند. اگر در عبارت: مَا کنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ‌ دقّت گردد، به خوبى بدست مى‌آید که آن حضرت مى‌خواهند این را وظیفه هر عابدى نسبت به حضرت معبود بدانند؛ و لفظ مَا کنْتُ را به عنوان مثال عالى براى بیان آن حقیقت مسلّمه ابراز نموده‌اند.

  • روایت «کفایة الأثر» در لزوم لقاء خداوند با چشم دل‌

  •  شاهد ما براى این امر که لزوم لقاء اللَه و رؤیت خدا را با چشم دل و با حقیقت ایمان وظیفه یکایک افراد بشر مى‌باشد که در مقام پرستش و عبادت‌