
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
137از جان شهوى بیرون برده به عالم روح معنوى و حیات سرمدى منتقل مىنمائى؛ و از خود برون و به خداوندشان پیوند مىدهى! اینک براى من بازگو کن که از پروردگارت چه مشاهده نمودى، تا دست از کشتن من بازداشتى و مرا به خداى خودم وصل نمودى؟!
چشمان سرّ و باطن تو، علم غیب آموخته است، درحالىکه چشمان حاضران دگر دوخته شده و خیاطى گردیده است. (ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟!)
بسیار عجیب است این مطلب که سه نفر با هم در یک موضع نشستهاند: یکى موحّد است و خداى را به وحدت مىبیند و جمیع عالم را ظهور و طلوع روى وى مشاهده مىنماید؛ و دوّمى مشرک و بتپرست است و انکار آفریدگار جهان مىنماید و به مادّهپرستى و طبیعتگرائى روزگار سپرى مىکند؛ و سوّمى قائل به تثلیث و سه مبدأ است (ذات و علم و روح). اب و ابن و روح القدس را اقانیم و اصول سهگانه مىداند و بر آن اعتقاد دارد.
این سه نفر همه داراى چشماند و چشمان بینا و تیز، امّا سه گونه در آسمان ماه را مشاهده مىکنند؛ نخستین معترف به وحدت ماه است؛ دوّمین منکر آن بالکلّیه؛ سوّمین با چشم رَمَدآلوده خود سه ماه را در برابر هم مىبیند؛ و هر سه نفر در حال آمیختن با حقیقت علىّ مرتضى که نفس وحدت است و در حال گریختن از شخصیت و انانیت خود هستند.
اى بسیار مایه شگفت مىگردد که یا باید بگوئیم: چشمبندى و جادوگرى در دیدگان رخ داده است، یا باید بگوئیم: الطاف خفیه حضرت سبحان است به تو اى علىّ مرتضى که نسبت به من نقش گرگ درنده و پارهکننده دارى که با شمشیرت مرا قطعه قطعه کنى؛ امّا همین عملت براى من، خروج یوسف از چاه، و سر برآوردن او بر اوج ماه خواهد شد؛ همین کارت سلطنت
