اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

134
  • گشت حیران آن مبارز زین عمل‌***از نمودن عفو و رحم بى‌محل‌
  • گفت بر من تیغ تیز افراشتى‌***از چه افکندى مرا بگذاشتى‌
  • آن چه دیدى بهتر از پیکار من‌***تا شدى تو سست در اشکار من‌
  • آن چه دیدى که چنین خشمت نشست‌***تا چنین برقى نمود و باز جست‌
  • آن چه دیدى که مرا ز آن عکس دید***در دل و جان شعله‌اى آمد پدید
  • آن چه دیدى بهتر از کون و مکان‌***که به از جان بود و بخشیدیم جان‌
  • در شجاعت شیر ربّانیستى‌***در مروّت خود که داند کیستى‌
  • در مروّت ابر موسائى به تیه‌***کامد از وى خوان و نان بى‌شبیه‌
  • ابیات ملّاى رومى در عظمت لقاء اللَه أمیر المؤمنین علیه السّلام‌

  •  ملّا رحمة اللَه علیه ابیات را بر همین منوال ادامه مى‌دهد تا مى‌رسد بدینجا که مى‌گوید:

  • اى على که جمله عقل و دیده‌اى‌***شمّه‌اى واگو از آن چه دیده‌اى‌
  • تیغ حلمت جان ما را چاک کرد***آب علمت خاک ما را پاک کرد
  • بازگو دانم که این اسرار هوست‌***زانکه بى‌شمشیر کشتن کار اوست‌
  • صانع بى‌آلت و بى‌جارحه‌***واهب این هدیه‌ها بى‌رابحه‌
  • صد هزاران مى‌چشاند روح را***که خبر نبود دل مجروح را
  • صد هزاران روح بخشد هوش را***که خبر نبود دو چشم و گوش را
  •  ملّا مى‌فرماید: مرد کافر به علىّ گفت: اى علىّ مرتضى! اى أمیر المؤمنین! که سراپاى وجودت عقل و آگاهى مى‌باشد، تقاضامندم مقدار کمى از آنچه را که اینک دیدى و آن موجب رفع ید از کشتن من، و بلکه موجب حیات جاودانى و اسلام من گردید، براى من بازگو کنى. تو آن‌کس هستى که با این صبر و حلم و بردباریت که از شمشیر خارج برّنده‌تر است، جان و روح مرا از شرک و بت‌پرستى کشتى، و به عالم توحید و ایقان و عرفان زنده کردى و حیات نوین بخشودى! تو آن‌کس مى‌باشى که آب حیات علم و دانش تو ما را مسجود