اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

133
  •  و لیکن در اینجا مشاهده مى‌نمائیم که در پى آن کلمة: «غَیرُ خَلْقِهِ» را افزوده است؛ و این براى آنست که بفهماند: میان حقّ متعال و میان مخلوقاتش هیچ فاصله‌اى و بعدى و حجابى وجود ندارد غیر از نفس تعین مخلوقات. از وجود متعین اگر تعین را بردارى هیچ باقى نمى‌ماند مگر وجود مطلق؛ و آن عبارت است از وجود حقّ سبحانه و تعالى.

  •  چون مرجع تعین امرى است عدمى و اعتبارى لهذا: لَیسَ فى الْعالَمِ إلّا الْوُجودُ الْمُطْلَقُ وَ الْبَسیطُ وَ الْبَحْتُ وَ الصِّرْفُ وَ هُوَ الْحَقُّ تَعالَى شَأْنُهُ وَ عَلا مَجْدُهُ.

  • وجود اندر همه اشیاء سارى است‌***تعینها امور اعتبارى است.
  • عظمت مقام توحیدى أمیر المؤمنین علیه السّلام‌

  • ابیات ملّاى رومى در عظمت مقام وحدت دیدن أمیر المؤمنین حقّ تعالى را

  •  ملّاى رومى قضیه رؤیت أمیر المؤمنین علیه السّلام خداى تعالى را و او را به وحدت مشاهده کردن و فناى در ذات و اسم و صفت او شدن و جمیع عوالم را ظهور او نگریستن، ضمن داستانى بسیار جالب بیان مى‌کند و حقیقت را توضیح مى‌دهد.

  •  وى چون در مقام بیان توحید مولانا أمیر المؤمنین علیه السّلام بر مى‌آید، شمشیر کشیدن بر روى مرد کافر را به جهت کشتن، و آب دهان انداختن او را به صورت حضرت، و اعراض حضرت را از کارزار، و سؤال کافر را از علّت انصراف، و مسلمان شدن کافر را در آن لحظه بدون شمشیر و جنگ و ستیز، بدین ابیات شرح و توضیح مى‌دهد:

  • از علىّ آموز اخلاص عمل‌***شیر حقّ را دان منزّه از دغل‌
  • در غزا بر پهلوانى دست یافت‌***زود شمشیرى بر آورد و شتافت‌
  • او خدو انداخت بر روى علىّ‌***افتخار هر نبىّ و هر ولىّ‌
  • او خدو انداخت بر روئى که ماه‌***سجده آرد پیش او در سجده‌گاه‌
  • در زمان انداخت شمشیر آن على‌***کرد او اندر غزایش کاهلى‌