
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
120امام جعفر صادق علیه السّلام که فرمودند: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلَامُ: اعْرِفُوا اللَهَ بِاللَهِ! وَ الرَّسُولَ بِالرِّسَالَةِ وَ أُولِى الامْرِ بِالامْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الإحْسَانِ.1
«حضرت امام أمیر المؤمنین علیه السّلام گفتند: خدا را به خدا بشناسید! و رسول را به رسالت، و اولوالأمر را به امر به معروف و عدل و احسان!»
و همچنین با سند خود روایت کرده است از علىّ بن عقبة بن قیس بن سمعان بن أبى ربیحة غلام رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله که: قَالَ: سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین عَلَیهِ السَّلَامُ: بِمَ عَرَفْتَ رَبَّک؟!
قَالَ: بِمَا عَرَّفَنِى نَفْسَهُ! قِیلَ: وَ کیفَ عَرَّفَک نَفْسَهُ؟!
قَالَ: لَا یشْبِهُهُ صُورَةٌ وَ لَا یحَسُّ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا یقَاسُ بِالنَّاسِ. قَرِیبٌ فِى بُعْدِهِ بَعِیدٌ فِى قُرْبِهِ. فَوْقَ کلِّ شَىْءٍ وَ لَا یقَالُ: شَىْءٌ فَوْقَهُ، أَمامَ کلِّ شَىْءٍ وَ لَا یقَالُ: لَهُ أَمَامٌ.
دَاخِلٌ فِى الاشْیاءِ لَا کشَىْءٍ داخِلٍ فِى شَىْءٍ؛ وَ خَارِجٌ مِنَ الأشْیاءِ لَا کشَىْءٍ خَارِجٍ مِنْ شَىْءٍ.
سُبْحَانَ مَنْ هُوَ هَکذَا وَ لَا هَکذَا غَیرُهُ وَ لِکلِّ شَىْءٍ مُبْتَدِئٌ2.
«گفت: از أمیر المؤمنین علیه السّلام پرسیدند: پروردگارت را به چه شناختى؟!
گفت: به آنچه خودش مرا شناساى خود نموده است؛ گفته شد: چطور خودش خود را به تو شناسانید؟!
گفت: صورتى بدو شبیه نیست، و با حواسّ احساس نمىگردد، و با
- «اصول كافى» ج ١، باب أنّه لا يُعرف إلّا به، ص ٨٥ و ٨٦، حديث شماره ١ و ٢
- «اصول كافى» ج ١، باب أنّه لا يُعرف إلّا به، ص ٨٥ و ٨٦، حديث شماره ١ و ٢
