اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

اللَه شناسی ج2

113
  • هواى نفس انسانى نشده‌اند؛ بلکه عالم انسانى تابع و جارى بر جریان و متابعت نظام اسباب است اضطراراً؛ چه انسان بخواهد و دوست داشته باشد و یا نخواهد و کراهت داشته باشد.

  •  و اگر فرضاً سنّت الهیه در آفرینش اشیاء و إتیان به مسبّبات دنبال اسبابشان، پیروى کند و یا مشابهت پیدا کند با این سنّت انسانیه که مبتنى مى‌باشد بر جهل، و بناى سرعت و شتاب را در پیدایش مسبّبات و آثار در پى اسبابشان بگذارد؛ تحقیقاً شرّ که عبارت است از هلاکت به عذاب الهى به سوى انسان شتاب مى‌گیرد و با سرعت به سوى او متوجّه مى‌شود.

  •  به جهت آنکه سبب چنین مسبّبى با انسان قیام دارد؛ و آن عبارت است از کفر، به سبب عدم رجاء لقاء خدا و طغیان در حیات دنیا. و لیکن خداى متعال براى انسان در شرّ و عذاب عجله نمى‌کند همچون استعجال مردم در امور خیر؛ زیرا سنّت خداوندى مبتنى است بر حکمت، به خلاف سنّت مردم که مبتنى است بر جهالت، بنابراین: ﴿يَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ‌﴾. «خداوند یله مى‌گذارد تا مردم در طغیانشان سرگشته و متحیرانه و کورکورانه حرکت کنند.»1»

  • پیرامون: لا أحصى ثناء علیک، أنت کما أثنیت على نفسک!

  •  حقّاً در همین چند آیه مختصر و کوتاه ببینید چطور حضرت سبحان جلّ شأنه و تعالى مَجدُه غرض از خلقت، و راه سعادت و شقاوت، و بهره‌گیرى آدمى را از حیات، و سازمان وجودى را به عدل و کمال، و وصول به اعلا درجه مقام انسانیت، و ارتقاء به ارقى ذروه آدمیت را بیان فرموده است؛ و لقاء خدا را مقصد و مقصود به شمار آورده است، و ناامیدان از آن را متحیر و سرگردان در وادى غفلات و شهوات نفسانیه قرار داده است. و لقاى خدا و فناى در ذات او

    1. «الميزان فى تفسير القرآن» ج ١٠، منتخباتى از ص ٣ تا ص ١٩