اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج2

0
اعتقادات
جلد ها

جلد دوم از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحث این مجلّد:  • منکرین لقاء خدا زیان‌بارترینِ مردم‌اند  • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست  • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راه‌های شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است  • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو می‌ریزد  • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر  • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست  • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است  • وجود حق‌تعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی می‌کند  • قرآن صریحاً وحدت حق‌تعالی را بالصّرافه می‌داند  • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو  • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است

نسخه عربی

اللَه شناسی ج2

11
  • یعنى رفیع‌ترین و بلندترین و ارزشمندترین زندگى.

  •  باید دانست که حیات دنیا، به معنى زیست کردن بر روى زمین و در این نشئه طبیعت نیست. زیرا این زندگى، مشترک میان جمیع مردم و پیمبران و امامان بوده است. بلکه به معنى زیست کردن در سطح افق بهیمیت و سبعیت و شیطنت است، که اخلاق و صفات و کردار بهائم و سِباع و شیاطین مى‌باشد. و حیات آخرت که زندگى علیاست، زیست کردن در سطح افق انسانیت و کمال عقلانى و فطرى مى‌باشد، که راه و روش انبیاء و مرسلین و امامان معصومین و اولیاء مقرّبین بارگاه لقاء خداوندى، و محرمان سرّ حریم کبریائى احدیتِ اوست.

  •  آنست بدترین و زشت‌ترین عیش و طریق زندگى، که به‌ حیات دنیا در قرآن کریم و اخبار وارد شده است؛ و اینست زیباترین و بلندرتبه‌ترین و کریمانه‌ترین عیش و طریق زندگى، که به‌ حیات عُقبا و حیات اخرى‌ ـ که در شکم و باطن این حیات دنیاست ـ وارد شده است.

  •  بنابراین، این کریمه الهیه دلالت دارد بر آنکه منکرین لقاى خداوند، در چنین محیطى از ظلمات و کثافات و تعفّنات روحى و نفسى و خیالى زیست مى‌کنند. و این اظلم العوالم مى‌باشد.

  •  ثامناً استخدام عبارت‌ ﴿وَ هُمْ يَحْسَبُونَ‌﴾ است، زیرا که‌ حِسْبان‌ بمعنى پندار و گمان است، در مقابل‌ یعْلَمونَ‌ و یعْتَقِدُونَ‌ و یجْزِمون‌ و أمثال ذلک از تعابیر.

  •  و این لفظ حسبان، به خوبى مى‌رساند که کارها و افعال منکرین لقاى خداوندى در سراسر عمرشان با وجود انجام دادن کارهاى بسیار خطیر و چشمگیر، مع‌ذلک از پندار و حدس و خیال تجاوز نکرده است. و در این زمینه نیز آیاتى در کتاب مبین الهى داریم مبنى بر اینکه فقط اولیاى خدا مى‌باشند که افعالشان از روى یقین تحقّق مى‌بخشد؛ و بقیه افراد از مرز خیال و وهم و پندار