
اللَه شناسی ج2
جلد دوم از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «تفسیر معنای لقاء خدا و نقد منکرین آن» و «معنای حقیقی وحدت شخصیه وجود» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحث این مجلّد: • منکرین لقاء خدا زیانبارترینِ مردماند • تنزیه صرف خداوند، موجب تعطیل اوست • غیر از طریق «لقاء الله» همۀ راههای شناخت خداوند، کج و معوج و تاریک است • با انکار لقاء خداوند، اساس دین و شریعت فرو میریزد • عظمت مقام توحیدی امیرالمؤمنین علیهالسلام • لقاء خداوند به چشم دل است نه چشم سر • ادراک توحید حقیقی جز به کشف و شهود میسّر نیست • در منطق قرآن هر گونه وجود و آثار وجود، در خدا منحصر است • وجود حقتعالی جمیعِ موجودات را در خود فانی میکند • قرآن صریحاً وحدت حقتعالی را بالصّرافه میداند • معنای تشخّص وجود: لا هُوَ الا هُو • ردّ کتاب «الأخبار الدخیلة» که توقیعِ وارد در ماه رجب را رد کرده است
اللَه شناسی ج2
10ثانیاً با کلمه استفهامیه ﴿هَلْ﴾ (آیا ما شما را آگاه کنیم بدین مطلب؟!) گویا این امر بقدرى مهمّ، و دانستنش بقدرى سنگین و قارع مىباشد که براى فهماندن آن به مخاطبین، در صدد برآمده است تا از ایشان اذن بگیرد.
ثالثاً انتخاب لفظ ﴿نُنَبِّئُكُمْ﴾ (ما شما را آگاه کنیم) به صیغه جمع (لفظ ما) که از ساحت عظمت و عزّت مقام ربوبى مىباشد، و استفاده لفظ انْباء در مقابل اعلان یا اعلام یا اخبار و سائر الفاظ مشابه دیگر که در صیاغت بلاغت مذکور است.
رابعاً انتخاب لفظ ﴿بِالْأَخْسَرِينَ﴾ (زیانکارترین)؛ کأنّه از این دسته مردم در جمیع عوالم و مذاهب کسى متضرّرتر و خاسرتر موجود نیست.
خامساً آوردن عبارت اعمال را به عنوان تمیز براى تشخیص معنى اخْسَر و زیانکارتر، که مردم بدانند: اعمال انسان گرچه از جهت سبک و جلوه و بازار دارى و عوام فریبى بقدر کوه باشد، در نزد خدا ارزشش صفر و قیمتش «منها» است نه «بعلاوه». چرا که وى انکار دیدار و زیارت خداى خودش را دارد.
سادساً تفسیر این گروه را به ﴿الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ﴾ (تلاش ایشان گم مىگردد). یعنى تمام تلاشها و کوششها و زراندوزیها و علماندوختگىها و وجدان جاه عظیم و مال وافر و اولاد کثیر و اعتبارات دگر و هَلُمَّ جَرّاً، ابداً بدرد آنها نمىخورد و دستى از ایشان نمىگیرد؛ زیرا که دیدار خداوند را که اصل الوجود و معدن الجود و حقیقت و اساس است، انکار نموده و بالملازمة با دیدار و لقاى غیر او که منبع نیستى و عدم و بطلان مىباشد، گرویده و دل بستهاند.
سابعاً متعلّق این ضلالت را ﴿فِي الْحَياةِ الدُّنْيا﴾ قرار داده است، یعنى نزدیکترین و پستترین و ناچیزترین زندگى. و این در مقابل حیوة عُلیا مىباشد،
