اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج16 و 17

0
اعتقادات

جلد شانزده‌و‌هفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهل‌سنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن  • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را می‌نوشتند  • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی  • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهل‌بیت علیهم‌السلام  • بلند‌پایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام  • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری  • کار امام صادق علیه‌السلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود  • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیه‌السلام  • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابن‌ادریس شافعی، احمد‌بن‌حنبل  • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه  • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم

امام شناسی ج16 و 17

85
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] گفتند: عبد الله بن حسن وفات يافت! ما اين گفتار را به او رسانديم. چون ايشان گذشتند جماعتى ديگر از نزد ما عبور کردند. معروف به ما گفت: شما از آنان بپرسيد: آيا در مدينه خبرى بوده است؟! آنان گفتند: عبد الله بن حسن بن حسن عليه السّلام را بيهوشى دست داد، و سپس إفاقه يافت. و ما اين خبر را نيز به او رسانديم.
      معروف گفت: چه مى‌گويند اين جماعت و آن جماعت؟! ابن مُکرَّمَه‌ [٣]
      يعنى ابا عبدالله عليه السّلام به من خبر داد که: قبر عبد الله بن حسن و أهل بيت او در شاطى الفُرات (کنار شطِّ فرات) مى‌باشد. گفت: منصور دوانيقى ايشان را از مدينه کوچ داد، و در کنار شطّ فرات به خاک رفتند.
      وجه دلالت اين خبر بر مدح معروف آن است که: جَزم او به خبر امام صادق عليه السّلام کاشف از قوَّت ايمان او مى‌باشد. مرحوم مامقانى پس از نقل چند خبر در ذمِّ او، آنها را توجيه و تفسير نموده، و اثبات جلالت مقام و توثيق و مدح او را مى‌نمايد. شيخ محمد تقى تُسْتَرى در «قاموس الرِّجال» ج ٩ ص ٥١ تا ص ٥٣، نيز به همين منوال مشى نموده، رواياتى را در مدحش آورده است.
      ابن خَلّکان در «وفيات الأعيان» طبع قديم ج ٢ ص ٥٥١ تا ص ٥٥٣ شرح حال معروف کرْخى را بدين گونه آورده است: (أبو مَحفوظ معروف بن فيروز، و بعضى فيروزان گفته‌اند، و بعضى على کرخى گفته‌اند. وى مرد صالح نامدار است) وى از مُوَاليان على بن موسى الرِّضا بوده و ذکر آن گذشت. پدر و مادر معروف، دو نفر مسيحى مذهب بوده‌اند. معروف را در حال کودکى به معلم سپردند. معلم به او مى‌گفت: بگو:” ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ!” «خدا يکى از سه اصل است» معروف مى‌گفت:” بَلْ هُوَ الْوَاحِدُ.” «بلکه اوست خداى يگانه.» معلم بر اين گفتار معروف او را به شدّت زد و او فرار کرد. پدر و مادرش مى‌گفتند: اى کاش معروف به هر دينى که دوست دارد به نزد ما بازگشت کند، و ما با وى در آن دين موافق و همراه خواهيم شد!
      سپس معروف بر دست على بن موسى الرِّضا اسلام اختيار کرد، و به سوى پدر و مادر باز گرديد و دَقُّ الباب بکوفت. به او گفتند: کسى است پشت در؟ گفت: معروف هستم! گفتند: بر چه دينى هستى؟! گفت: بر دين اسلام! پدر و مادر در حال مسلمان شدند.
      معروف مشهور است که مستجاب الدَّعْوَه مى‌باشد، و اهل بغداد از قبر او استسقاء مى‌کنند، و رفع خشکى و قحطى و بى آبى مى‌نمايند. و مى‌گويند:” قَبْرُ مَعْرُوفٍ تِرْيَاقٌ مُجَرَّبٌ.”
      سرى سَقَطى شاگرد اوست. روزى به سرى گفت: اگر حاجتى به خداى تعالى دارى او را به من سوگند بده! سرى سَقَطِى گويد: من در رويا معروف کرخى را ديدم، گويا در زير عرش خدا بود، و بارى- جَلَّت قُدرَتُه- به فرشتگان خود مى‌گفت: کيست اين؟! فرشتگان مى‌گفتند: اى [ادامه در صفحه بعد]