
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
65…1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] کتاب تفسير سوره مبارکه يس که هنوز به طبع نرسيده است اثبات نمودهايم که: و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له، و يا آيه وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ مراد و منظور از شعر، گفتار باطل و بى اساس و هجويّات است که براساس تخيّل و پندار سر مىزند و اصولًا به حقايق و واقعيّات شعر اطلاق نمىگردد خواه به صورت نظم باشد و يا به صورت نثر. آية الله سيّد محسن أمين عاملى در کتاب «معادن الجواهر و نزهة النواظر» ج ١، ص ٤٢٤ تحت عنوان مسأله ١٦ مىفرمايد: آيا مولانا أميرالمؤمنين و پسران او: شعر مىسرودهاند يا نه؟! و آيا آنچه به ايشان نسبت داده شده است از اشعار صحيح مىباشد يا نه؟! با آنکه مىدانيم: اين اشعار به مراتبى از کلماتشان که به اقصى درجه بلاغت رسيده است پائينتر مىباشد؟! افزون بر اين آن است که رسول خدا صلّى الله عليه و آله شعر نگفتهاند و أئمّه هم به وى قولًا و فعلًا اقتدا نموده اند!
جواب: بدون شک و ترديد أمير المؤمنين عليه السّلام شعر گفتهاند، و اخبار ناقله از اين معنى دلالت بر سرودن اشعار بسيارى از ايشان مىکند مانند قوله عليه السّلام:
دَعوتُ فلبّانى من القوم عُصْبة ** فَوارسُ من هَمْدان غير لئام
فوارسُ من هَمْدان ليسوا بعزّل ** غداة الوغى من شاكرٍ و شبام
لهَمْدان أخلاقٌ و دينٌ يزينهم ** و بأسٌ إذا لاقوا و جدّ خصام
جزى الله هَمْدان الجنان فإنّها ** سمام العدى فى كلّ يوم رجام
فلو كُنت بوّاباً على باب جَنَّةٍ ** لقلتُ لِهَمْدان ادخلوا بسلام
و اشعار حضرت در روز صفّين، هنگامى که حضين بن منذر رقاشى در حالى که جوان بود و با رايت خود که قرمز رنگ بود حمله ور شد به صفّ دشمن، اين گونه حمله دليرانه و شجاعانه و ثبات قدم او در جنگ، على را به شگفت آورد و اين ابيات را بسرود:
لِمَن رايَةٌ حَمراءُ يخفق ظلُّها ** إذا قيل: قدّمها حضين تَقَدَّما
و يدنو بها فى الصّفّ حتّى يزيرها ** حياض المنايا تقطر الموت و الدَّما
تراه إذا ما كان يوم كريهة ** أبى فيه إلّا عزَّةً و تكرَّما
جزى الله عنّى و الجزاء بكفِّه ** ربيعة خيراً ما أعفَّ و أكرما
و غير اينها از اشعارى که علماء موثّق و درست روايت، روايت کردهاند. بنابراين اساس به کلام کسى که مىگويد: از آن حضرت نظم و شعرى به ثبوت نرسيده است نبايد التفات کرد، و اين انکار مشابه با انکار نسبت «نهج البلاغة» به او مىباشد. ما آن اشعارى را که سرودن آنها از حضرت به صحّت و ثبوت پيوسته است در ديوانى بر ترتيب حروف معجم جمعآورى نموديم از خداوند تعالى مسئلت داريم که ما را موفّق به تکميل و طبع آن بفرمايد.
آرى! تمام اشعارى که به آن حضرت انتساب دارد من حيث المجموع از وى نيست بلکه بعضى از آنها معلوم است که از او نمىباشد و همچنين بقيّه امامان عليهم السَّلام. و تحقيقاً نسبت شعر به کثيرى از آنان به صحّت رسيده است و آن اشعار در مرتبه، در مرتبه پائينتر از گفتارشان قرار ندارد. و از بعضى اشعار معلوم مىشود که از آن حضرت نيست و همچنين باقى امامان عليهم السَّلام به جهت سستى مضمون و قواعد، اما عدم شعر گفتن جدّشان صلّى الله عليه و آله و سلّم از روى ناتوانى و عجز نبوده است بلکه به جهت حکمتى بوده است که اقتضاى آن را مىنموده است و آن دفع شبهات منافقين از قرآن عظيم بوده است به آنکه آن قول شاعر نمىباشد و لزومى ندارد که أئمّه عليهم السَّلام در اين معنى با رسول الله يکسان باشند، و اللهُ أعْلَم.
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] کتاب تفسير سوره مبارکه يس که هنوز به طبع نرسيده است اثبات نمودهايم که: و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له، و يا آيه وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ مراد و منظور از شعر، گفتار باطل و بى اساس و هجويّات است که براساس تخيّل و پندار سر مىزند و اصولًا به حقايق و واقعيّات شعر اطلاق نمىگردد خواه به صورت نظم باشد و يا به صورت نثر. آية الله سيّد محسن أمين عاملى در کتاب «معادن الجواهر و نزهة النواظر» ج ١، ص ٤٢٤ تحت عنوان مسأله ١٦ مىفرمايد: آيا مولانا أميرالمؤمنين و پسران او: شعر مىسرودهاند يا نه؟! و آيا آنچه به ايشان نسبت داده شده است از اشعار صحيح مىباشد يا نه؟! با آنکه مىدانيم: اين اشعار به مراتبى از کلماتشان که به اقصى درجه بلاغت رسيده است پائينتر مىباشد؟! افزون بر اين آن است که رسول خدا صلّى الله عليه و آله شعر نگفتهاند و أئمّه هم به وى قولًا و فعلًا اقتدا نموده اند!
