اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج16 و 17

0
اعتقادات

جلد شانزده‌و‌هفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهل‌سنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن  • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را می‌نوشتند  • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی  • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهل‌بیت علیهم‌السلام  • بلند‌پایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام  • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری  • کار امام صادق علیه‌السلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود  • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیه‌السلام  • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابن‌ادریس شافعی، احمد‌بن‌حنبل  • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه  • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم

امام شناسی ج16 و 17

221
  • شیعه بوده است. در بلده قم به مقدارى كه از شمارش و حساب بیرون مى‌باشد راویان شیعه، و به مقدار بسیارى از مؤلّفین در علم حدیث و در سایر فنون علم مجتمع بوده‌اند.

  •  و در سامرّاء و اطراف مجاور سامرّاء به قدرى شیعه زیاد بوده است كه به مقدار معتنابهى بالغ مى‌گردیده است. و در بلده بغداد خلق كثیرى شیعه بوده‌اند. شهر مَدائن در آن عصر معمور و آباد بوده است و تشیع در آن داراى قِدْحِ مُعَلَّى‌1 بوده است، و پیوسته مواصلات میان شیعیان آنجا و میان امام، متوالى و مُرَتَّب بوده است، و شاید سلمان فارسى اوّلین واضع حَجَر تشیع در آنجا بوده است، و روى آن حَجَر بوده است كه حُذَیفَة بن یمان بناى تشیع كرده است.

  •  و اما از كوفه آن عصر چیزى مپرس. كوفه در آن عصر، و ما قبل از آن، و ما بعد از

    1. قِدْح با کسره قاف و سکون دال عبارت است از تيرى که پرتاب مى‌کنند پيش از آنکه تراشيده و تسويه گردد. و به تير مَيْسر (قمار) نيز قِدْح گويند. و معلَّى عبارت است از هفتمين تير از سهام ميسر قمار که از همه داراى برد بيشترى بوده است. در زمان جاهليت نوعى از قمار بود که بدان أزلام مى‌گفتند و آن بدين گونه بود که شترى را به قيمت خود مى‌خريدند و آن را به قمار مى‌گذاردند بدين طريق که هشت نفر براى قمار مجتمع مى‌شدند و هشت چوبه تير را در ظرفى مى‌نهادند و روى يکى مى‌نوشتند: يک سهم و روى دگرى دو سهم و همين طور تا روى هفتمين مى‌نوشتند هفت سهم و هر يک از اينها اسم خاصى را دارا بود مثلًا نام هفتمى از آنها مُعَلَّى بود، و روى هشتمين مى‌نوشتند: بدون سهم. آنگاه اين شتر را به ٢٨ سهم تقسيم مى‌نمودند. يعنى به ٧ سهمى و ٦ سهمى و ٥ سهمى تا يک سهمى که مجموعاً ٢٨ سهم مى‌گردد. هشت تن قمارباز مى‌آمدند بر سر آن ظرف و چوبه‌هاى تير را بر مى‌داشتند. آن چوبه‌اى که بر روى آن عدد يک نوشته بود يک سهم را مى‌برد و آن که بر روى آن عدد دو نوشته بود دو سهم را مى‌برد. و همين طور آن کس که عدد ٧ را بر مى‌داشت ٧ سهم از شتر را مى‌برد که بزرگترين سهم بوده است. و آن کس که چوبه بدون سهم را بر مى‌داشت بازنده در اين قمار بود و مى‌بايست به تنهائى تمام قيمت شتر را بپردازد. و در اين نوع قمار هفت نفر برنده بوده‌اند به سهامهاى متفاوت و يک نفر بازنده بود. و چون بالاترين بُرْد براى هفت سهمى بوده است لهذا اين مثال قِدْح مُعَلَّى در عرب براى صاحب نصيب أعظم استعمال مى‌شود و مرحوم مظفر در اين عبارت مى‌فرمايد: نصيب أتمّ و أکمل در تشيّع نصيب اهل مدائن دست پرورده سلمان فارسى و حذيفه بوده است.