
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
177همین منوال بر بالاى چوبه دار مشغول به بیان فضائل أمیرالمؤمنین علیه السّلام بود، گویا خطیبى است كه بر روى چوبهها سخن مىگوید.
عبیدالله امر كرد تا زبان او را بیرون آوردند و بریدند، سپس شكمش را دریدند تا بمرد، رحمة الله علیه. و این فعل پر قساوت و فظیع، كار مختصرى بوده است از آنچه ابن زیاد با شیعه انجام داده است. اگر براى او نبود مگر واقعه كوبنده و خرد كننده طفّ و كشتن امام حسین علیه السّلام و خاندان و اصحاب او هر آینه كافى بود كه همین قضیه از عظمت جزع و فزع، آسمانها و زمینها را به لرزه درآورد.
حضرت امام محمد باقر علیه السّلام به طورى كه در «شرح نهج البلاغة» ج ٣ ص ١٥ وارد است مىفرماید:
ثُمَّ لَمْ نَزَلْ أهْلَ الْبَیتِ نُسْتَذَلُّ وَ نُسْتَضَامُ وَ نُقْصَى وَ نُمْتَهَنُ وَ نُحْرَمُ وَ نُقْتَلُ وَ نُخَافُ وَ لَا نَأمَنُ عَلَى دِمَائِنَا وَ دِمَاءِ أوْلِیائنَا ـ إلى أن قال علیه السّلام: ـ وَ کانَ عِظَمُ ذَلِک وَ کبْرُهُ زَمَنَ مُعَاوِیةَ بَعْدَ مَوْتِ الْحَسَنِ علیه السّلام فَقُتِلَتْ شِیعَتُنَا بِکلِّ بَلْدَةٍ وَ قُطِّعَتِ الأیدِى وَ الارْجُلُ عَلَى الظِّنَّةِ، وَ کانَ مَنْ یذْکرُ بِحُبِّنَا وَ الانْقِطَاعِ إلَینَا سُجِنَ أوْ نُهِبَ مَالُهُ أوْ هُدِمَتْ دَارُهُ.
ثُمَّ لَمْ یزَلِ الْبَلاءُ یشْتَدُّ وَ یزْدَادُ إلَى زَمَانِ عُبَیدِ اللهِ بْنِ زِیادٍ قَاتِلِ الْحُسَینِ علیه السّلام.
«از آن به بعد پیوسته حال ما اهل بیت چنان بود كه مورد ذلّت و ستم واقع مىشدیم، و به مكان دور تبعید مىگشتیم، و خوار و زبون قرار مىگرفتیم، و از جمیع حقوقمان محروم مىگشتیم، و كشته مىشدیم، و مورد ترس و وحشت واقع مىگشتیم، و بر خونها و جانهاى خودمان، و بر خونها و جانهاى مُوالیانمان ایمنى نداشتیم.
(تا آنكه حضرت مىفرماید:) و بیشترین و بزرگترین این وقایع در زمان معاویه بود، پس از مرگ امام حسن علیه السّلام. در این زمان شیعیان ما را در هر شهرى مىكشتند، و بر اتّهام و گمان تشیع، دستها و پاها قطع مىنمودند، و هر كس كه نامى از وى در محبّت ما و اتّصال به ما برده مىشد، محبوس مىگردید و یا مالش دستخوش غارت قرار مىگرفت، و یا خانهاش منهدم مىگشت. سپس پیوسته بلاء شدّت مىگرفت و
