
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
154تو بندگى چو گدایان به شرط مزد مکن *** که خواجه خود روش بنده پرورى داند غلام همَّت آن رِند عافیت سوزم *** که در گداصفتى کیمیاگرى داند وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزى *** و گرنه هر که تو بینى ستمگرى داند به قدُّ و چهره، هر آنکس که شاه خوبان شد *** جهان بگیرد اگر دادگسترى داند به قدر مردم چشم من است غوطه خون *** درین محیط نه هر کس شناورى داند بباختم دل دیوانه و ندانستم *** که آدمى بچهاى شیوه پرى داند مدار نقطه بینش ز خال توست مرا *** که قدر گوهر یکدانه گوهرى داند ز شعر دلکش حافظ کسى بود آگاه *** که لطف نکته و سِرِّ سخنورى داند1 سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر أمیر المؤمنین علیه السّلام
محقّق خبیر، عالم متضلّع: شیخ محمّد حسین مُظَفَّر گوید: اگر امر ولایت پس از پیغمبر براى على ـ علیهما و آلهما السّلام ـ بود، بعد از بیعت غدیر،2 و بعد از آن آیات نازله، و روایات وارده در فضل او، تمام امّت شیعه على بودند.
امَّا از آنجائى كه امورى حائل و حاجب شد از آنكه خلافت به او منتهى گردد، و مردم به طور ناگهانى و مُفاجات با امرى كه گمان نداشتند مواجه گردیدند، و امر
- ديوان خواجه شمس الدّين محمد حافظ شيرازى- أعلى الله درجته- طبع پژمان ص ٩٩ غزل شماره ٢٢١.
- در تعليقه آورده است: داستان تهنيت و مبارکباد عمر به أميرالمؤمنين عليه السلام را هر يک از ارباب فضائل و حديث و تاريخ و تفسير ذکر نمودهاند و بعضى از آنان تهنيت ابو بکر را هم به تهنيت عمر افزودهاند. نظر کن به تفسير رازى در قوله تعالى: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ تا آخر آيه، و به «مسند» احمد از براء بن عازب و ثعلبى، و ابن حجر در اوائل «الصَّواعِق» در شبهه يازدهم. إلّا آنکه او ذکر کرده است که: أبو بکر و عمر گفتند: يَا عَلِىُّ! أمْسَيْتَ مَوْلَى کلِّ مؤمنٍ و مؤمنةٍ. و درباره نزول الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِيناً مراجعه کن به تفسير «الدّرّ المنثور»، و خطيب بغدادى، و ابن عساکر، و آنچه را که ابن عقده از طرق حديث غدير و ثعلبى و ابن مغازلى و حافظ جزرى شافعى و غيرهم گرد آوردهاند.
