
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
150لِوُلْدِهِ بِالإمَامَةِ، وَ لِشِیعَتِهِ بِالْجَنَّةِ.1
«فرمود: در همین زمان قریب، جبرائیل علیه السّلام نزد من آمد و گفت: شما نگین انگشترى خود را عقیق كنید! زیرا آن اوَّلین سنگى است كه براى خدا به وحدانیت، و براى من به نبوّت، و براى على به وصیت، و براى أولادش به امامت، و براى شیعیانش به بهشت گواهى داده است!»
و از این احادیث و مشابه آن كه بسیار است استفاده مىشود كه: خود صاحب شریعت كلمه شیعه را درباره موالیان و پیروان عترت او و آل او استعمال كرده است. از آن روز چون این لفظ را به كار مىبردند معنى مُوالیان أمیرالمؤمنین و فرزندانش علیهم السَّلام به ذهن مىآمده است.
دعوت به تشیع حضرت ابوالحسن علیه السّلام دوش به دوش با دعوت به رسالت پیغمبر، و مقرون با شهادتین بوده است. و از همین جاست كه أبوذرِّ غِفارى كه چهارمین و یا ششمین2 مسلمان مىباشد، شیعه على به حساب مىآید.
گفتار محمد كرد على در وجود شیعه در زمان پیامبر صلَّى الله علیه و آله
محمد کرْدْعلى در كتاب خود (خِطَطُ الشَّام ج ٥، ص ٢٥١ تا ص ٢٥٦) ما را از رنج و تعب استدلال بر این مهم و مقصود، كفایت نموده است.
او مىگوید: در عصر رسول خدا صلَّى الله علیه و آله جماعتى از صحابه به موالات على شناخته شده بودند، مانند سلمان فارسى گوینده این سخن: بَایعْنَا رَسُولَ اللهِ عَلَى النُّصْحِ لِلْمُسْلِمِینَ وَ الائْتِمَامِ بِعَلِىِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ وَ الْمُوَالَاةِ لَهُ.
«ما با رسول خدا صلَّى الله علیه و آله و سلّم بیعت كردیم به شرط آنكه نصیحت و خیرخواهى در امر مسلمین، و اقتدا به على بن أبى طالب، و موالات وى را مراعات نمائیم!»
و مثل أبوسعید خُدرى گوینده این سخن: أُمِرَ النَّاسُ بِخَمْسٍ، فَعَمِلُوا بِأرْبَعٍ وَ تَرَکوا وَاحِدَةً. وَ لَمَّا سُئِلَ عَنِ الارْبَعِ قَالَ: الصَّلَاةُ وَ الزَّکاةُ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْحَجُّ.
قِیلَ: فَمَا الْوَاحِدَةُ الَّتِى تَرَکوهَا؟! قَالَ: وِلَایةُ عَلِىِّ بْنِ أَبِیطَالِبٍ!
- «تاريخ الشِّيعة»، شيخ محمّد حسين مظفّر، ص ٧.
- استيعاب.
