
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
89...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] آن مرد نامه را برگرفت و مسافرت کرد به سوى دريا. چون وقت هيجان دريا رسيد، نامه را گشود که بخواند به گمان آنکه در آن دعائى است که معروف از حضرت امام رضا عليه السّلام تعليم گرفته است، ديد در آن نوشته است:” أيُّهَا الْبَحْرُ اسْکنْ بِحَقِّ مَعْرُوفٍ صَاحِبِ الرِّضَا عليه السّلام!”
«اى دريا آرام بگير به حق معروف مصاحب امام رضا عليه السّلام.» آن مرد از اين عبارت خشمگين آمد و نامه را در دريا پرتاب کرد. دريا به إذن خداى تعالى آرام گرفت. در اين صورت مردم دانستند که: اين آرامش بحر از برکات معروف است. و از اين به بعد، اين عمل عادت مردم ساحل نشين و دريا شد که سکون آن را به حقِّ سَرِ معروف صاحب الرِّضا مىدانستند.
بارى تمام اين قضايا و داستانها کاشف است از آنکه: يقين او به امام رضا عليه السّلام بوده است، و درباره وى خلوص نيّت داشته است، و جازم بوده است که جلالت امام رضا عليه السّلام نزد خداوند تعالى مقتضى قضاء حاجت کسى بوده است که توسّل به سر او به برکت مولاى وى عليه السّلام مىنموده است.
و چون امامى مذهب بوده است، زهدش و دربانيش براى امام رضا عليه السّلام او را در زمره حِسَان در مىآورد اگر از غايت زهدش استفاده وثاقتش را ننمائيم.
در اينجا آية الله مامقانى پاسخ چند اشکالى را که بر امامى بودن او وارد است، بيان مىکند.
از جمله ميل عامّه به او، و تکريم قبر او تا جائى که در «قاموس» گفته است:” إنَّ مَعْرُوفَ بْنَ فِيرُوزَانَ الْکرْخِىَّ قَبْرُهُ التِّرْيَاقُ الْمُجَرَّبُ” [٥] بِبَغْدَادَ. انتهى. «حقّاً قبر معروف بن فيروزان در بغداد، تِرْيَاق مُجَرَّب مىباشد.» تمام شد کلام قاموس.
و در «تاج العروس» در شرح اين عبارت از صاغانى نقل شده است که او گفت: براى من حاجتى پيش آمد در سنه ششصد و پانزده به طورى که مرا متحيّر و سرگردان نموده بود. من به نزد قبر معروف آمدم و حاجتم را به همان گونه که براى أوصياء عرض مىشود، ذکر کردم- در حالى که معتقد بودم أولياء الله نمىميرند، و ليکن از خانهاى به خانه دگر منتقل مىگردند- و بازگشتم. حاجت من پيش از آنکه به محل سُکناى خود برسم برآورده گشت.
قُشَيْرى در رساله معروفه خود مىگويد:” إنَّ مَعْرُوفَ بْنَ فِيرُوزَ الْکرْخِىَّ کانَ مِنَ الْمَشَايِخ الْکبَارِ، مُجَابَ الدَّعْوَةِ، يُسْتَشْفَى بِقَبْرِهِ، يَقُولُ الْبَغْدَادِيُّونَ: قَبْرُ مَعْرُوفٍ تِرْيَاقٌ مُجَرَّبٌ. انتهى.”
و از جمله اشکالات آنکه: خالى بودن همه کتب «رجال» از مدح و ذَمِّ او از چيزهائى است که شخص فَطِن و باهوش را به شک مىاندازد که: وى از خواص امام رضا عليه السّلام باشد، بالأخصّ آنکه در کتاب «عيون أخبار الرِّضا عليه السّلام» از وى ذکرى به ميان نيامده است. بلکه فاضل مجلسى؛ جَزْماً گفته است: او دربان آن حضرت نبوده است، و تعليل آورده است به آنکه اگر او دربان بود [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] آن مرد نامه را برگرفت و مسافرت کرد به سوى دريا. چون وقت هيجان دريا رسيد، نامه را گشود که بخواند به گمان آنکه در آن دعائى است که معروف از حضرت امام رضا عليه السّلام تعليم گرفته است، ديد در آن نوشته است:” أيُّهَا الْبَحْرُ اسْکنْ بِحَقِّ مَعْرُوفٍ صَاحِبِ الرِّضَا عليه السّلام!”
