
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
87...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و مشهورترين آنها کرخ بغداد است. و سخن صحيح همان است که معروف از آنجاست و بعضى گفتهاند: از کرْخ جُدَّان با ضمه جيم و تشديد دال مهمله و پس از آن ألِف و نون. و آن شهرکى مىباشد در عراق ميان شهر خانقين و شهرزور، و الله تعالى أعلم بالصَّواب. در اينجا گفتار صاحب «وفيات الاعيان» در ترجمه احوال معروف خاتمه مىيابد.
شيخ محمد تقى شوشترى در «قاموس الرِّجال» ج ٩ ص ٥٤، ترجمه احوال معروف را به طور بسيار مختصر و تقريباً به طريق مستهجنى ذکر کرده است، همان طور که دأب ايشان است که مطالب عرفانى را سبک مىشمرند و به عرفاء عاليقدر به نظر تحقير مىنگرند. درباره معروف مىگويند:
[معروف]- کرخى. در «اربعين» بهائى و «شرح نُخْبَه» و «مجمع البحرين» آوردهاند که: او از امام صادق عليه السّلام روايت کرده است. و اين تعارض دارد با روايت مناقب که اسلامش به دست امام رضا عليه السّلام صورت گرفته است. و من مىگويم: در «فهرست» ابن نديم آمده است که خلدى از جُنَيْد، و جُنَيْد از سَرِى، و سَرِى از معروف کرخى و معروف از داود فَرْقَد، و فَرْقَد از حسن بصرى، و حسن از أنس أخذ کرده است. و در «تاريخ بغداد» گويد: (ابن منادى گفته است: در جانب غربى بغداد، أبو مُحْفوظ معروف بن فيروزان مىباشد و به کرخى اشتهار دارد، و در سنه دويست فوت کرده است) و از وى کراماتى مجعول و ساختگى نقل نموده است. انتهى آنچه در «قاموس» آمده است.
ببينيد چقدر درجه معروف را در اين عبارات، هَبْط و ساقط نموده است. اوَّلًا روايت اربعين و شرح نُخْبه و مجمع را به مجرّد معارضه ساقط نموده، و بحثى در پيرامون اين مطلب نکرده است.
ثانياً سلسله مَعْروف را به فرقد و حسن بصرى و أنس رسانيده، و از اقوال غير ابن نديم که وى را از شيعيان و خادمان حضرت امام رضا عليه السّلام مىدانند، و حتى از علّامه حلّى که در بحث امامت شرح تجريد مىگويد:” فَأبُو يَزِيدَ الْبَسْطَامِىّ کانَ يَفْتَخِرُ بِأنَّهُ يَسْقِى الْمَاءَ لِدَارِ جَعْفِرٍ الصَّادِقِ عليه السّلام وَ مَعْرُوفٌ الْکرْخِىُّ أسْلَمَ عَلَى يَدَىِ الرِّضَا عليه السّلام وَ کانَ بَوَّابَ دَارِهِ إلَى أنْ مَاتَ” [٤] ذکرى به ميان نياورده است.
و ثالثاً پس از حکايت آنچه را که از ابن منادى در «تاريخ بغداد» آورده است، خودش مىگويد: براى مَعْروف، کراماتى دروغين نقل شده است.
آخر بر چه اساس، بدون دليل و برهان، و بدون مشاهده و عيان، شما کرامات منقوله از وى را مجعول شمرده ايد؟! اگر شيخ معروف در قيامت، و يا در بعضى از عَقَبات پيش از آن جلوى [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] و مشهورترين آنها کرخ بغداد است. و سخن صحيح همان است که معروف از آنجاست و بعضى گفتهاند: از کرْخ جُدَّان با ضمه جيم و تشديد دال مهمله و پس از آن ألِف و نون. و آن شهرکى مىباشد در عراق ميان شهر خانقين و شهرزور، و الله تعالى أعلم بالصَّواب. در اينجا گفتار صاحب «وفيات الاعيان» در ترجمه احوال معروف خاتمه مىيابد.
