اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج16 و 17

0
اعتقادات

جلد شانزده‌و‌هفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهل‌سنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن  • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را می‌نوشتند  • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی  • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهل‌بیت علیهم‌السلام  • بلند‌پایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام  • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری  • کار امام صادق علیه‌السلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود  • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیه‌السلام  • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابن‌ادریس شافعی، احمد‌بن‌حنبل  • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه  • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم

امام شناسی ج16 و 17

86
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] پروردگار ما! تو از ما داناتر هستى! حضرت بارى خطاب فرمود:” هَذَا مَعْرُوفٌ الْکرْخِىُّ سَکرَ مِنْ حُبِّى فَلَا يُفِيقُ إلَّا بِلِقَائى.” «اين است معروف کرخى که از محبت من مست گرديده است، و به هوش نخواهد آمد مگر به لقاء من!»
      معروف گفت: بعضى از اصحاب داود طائى به من گفتند: مبادا ترک عمل کنى! چون آن است که تو را به رضاى مولايت نزديک مى‌گرداند! گفتم: کدام عمل؟! گفت: دوام اطاعت مولايت را، و احترام مسلمانان را، و خيرخواهى براى ايشان.
      و محمد بن حسن گفت: شنيدم از پدرم که مى‌گفت: معروف کرخى را پس از مرگش در رؤيا ديدم، بدو گفتم: خدا با تو چه کرد؟! گفت: مرا آمرزيد! گفتم: آيا به زُهْدَت و به وَرَعَت؟! گفت: نه! بلکه به قبول موعظه ابن سَمَّاک، و ملازم با فقر بودن، و محبّتى که به فقراء داشتم.
      و موعظه ابن سَمَّاک بنابر روايت معروف اين مى‌باشد که: گفت: من روزى در کوفه راه مى‌رفتم، درنگ کردم بر موعظه کسى که به وى ابن سَمَّاک مى‌گفتند و او مشغول پند و اندرز مردم بود. ابن سَمَّاک در ميان سخنانش گفت: کسى که به تمام معنى از وجود خويشتن از خدا اعراض کند، خداوند هم به جملگى از وى اعراض مى‌نمايد. و کسى که با دل خود بر خداوند تعالى روى آورد، خداوند هم با رحمت خود به او روى مى‌آورد و وجوه خلق را به سوى او منعطف مى‌گرداند. و کسى که گاهى چنين و گهى چنان باشد، خداوند هم در برخى از اوقات به او رحمت مى‌دهد. اين کلام وى در دلم نشست، و بر خداوند تعالى روى آوردم و آنچه را که سابقاً بدان اشتغال داشتم جملگى را ترک گفتم، مگر خدمت مولايم: على بن موسى الرّضا. چون اين کلام را با مولايم در ميان نهادم گفت: اگر مُتَّعِظ به اين اندرز گردى، اين پند و موعظه تو را کفايت مى‌کند.
      و به معروف در مرض وفاتش گفته شد: وصيّت کن! گفت: چون بمردم اين پيراهنم را صَدقَه دهيد، چرا که من مى‌خواهم از دنيا عريان بيرون شوم همان طور که عريان درون دنيا شدم!
      روزى معروف از نزد سقَّائى مى‌گذشت و او مى‌گفت: خدا رحمت کند کسى را که بياشامد. معروف جلو رفت و در حالى که روزه بود آشاميد، به وى گفتند: مگر تو صائم نبودى؟! گفت: آرى و ليکن اميد در دعاى او کردم!
      احاديثى از معروف رسيده است، و محاسن او از حدّ إحصاء بيرون است. وى در سنه ٢٠٠ در بغداد فوت کرد. و گفته شده است: ٢٠١، و نيز گفته شده است: ٢٠٤. و قبرش مزارى است مشهور رحمه الله تعالى. و کرْخى با فتحه کاف و سکون راء و بعد از آن خاء معجمه است. اين نسبتى مى‌باشد به کرخ و آن اسم نُه موضع است که ياقوت حَمَوى در کتاب خود ذکر کرده است، [ادامه در صفحه بعد]