اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج16 و 17

0
اعتقادات

جلد شانزده‌و‌هفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهل‌سنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن  • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را می‌نوشتند  • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی  • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهل‌بیت علیهم‌السلام  • بلند‌پایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیه‌السلام  • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری  • کار امام صادق علیه‌السلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود  • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیه‌السلام  • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابن‌ادریس شافعی، احمد‌بن‌حنبل  • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه  • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا ‌صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم

امام شناسی ج16 و 17

32
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] التَّحِيَّاتُ‌” «تا آخر، و اين خبر را حاکم صحيح شمرده است.
      تشهّد عائشه: مالک در «مُوَطَّأ» از عائشه زوجه پيغمبر روايت کرده است که: وى در تشهّد خود مى‌گفت:” التَّحِيَّاتُ الطَّيِّبَاتُ الزَّاکيَاتُ لِلّهِ.” و بنابراين وى لفظ لِلّهِ را در دنبال‌” التَّحِيَّاتُ وَ الصَّلَوَاتُ‌” إسقاط مى‌نموده است، به خلاف آنچه که در حديث عمر و ابن مسعود اثبات کرده بودند. و اين روايت مرفوعه مى‌باشد، و اضافه بر حديث عُمَر عبارت‌” وَحْدَهُ لَا شَرِيک لَهُ‌” دارد و اين زيادتى نيز در حديث أبوموسى مرفوعاً در نزد مسلم وجود دارد.
      تشهّد أبوموسى أشْعَرى: مسلم و أبوداود روايت کرده‌اند که: در نزد أبوموسى تشهّد بدين عبارت بوده است:” التَّحِيَّاتُ الطَّيِّبَاتُ الصَّلَوَاتُ لِلّهِ.” و در آن کلمة” وَحْدَهُ لَا شَرِيک لَهُ‌” وجود دارد2.
      تشهّد سَمُرَة بن جُنْدب: التَّحِيَّاتُ الطَّيِّبَاتُ وَ الصَّلَوَاتُ وَ الْمُلْک لِلّه تا آخر.
      تشهّد ابن عُمَر: مالک در «موَطَّأ» از نافع از ابن عمر روايت کرده است که: وى چون تشهد مى‌خواند مى‌گفت: بِاسْمِ اللهِ (در اوَّلش)” التَّحِيَّاتُ لِلّهِ الصَّلَوَاتُ لِلّهِ السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِ‌” (با إسقاط کاف خطاب و لفظ أيُّهَا) تا آخر. و گويد: و چون تشهّدش را به پايان مى‌رسانيد و مى‌خواست سلام بگويد، مى‌گفت:” السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ.” و اين زيادتى، تکرارى در تشهّد مى‌باشد.
      و روايت «السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِّ» که در اين تشهّد وارد است، در روايت بخارى از ابن مسعود در «باب استيذان» وارد است که در آخرش مى‌گويد: وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. در حالى که رسول خدا در ميان مردم حيات داشت. و چون آن حضرت رحلت نمود ما گفتيم: السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِّ.
      سُبْکى در «شرح مِنْهاج» گفته است: اگر صحّت اين خبر از صحابه به ثبوت رسيد، دلالت مى‌کند بر آنکه: خطاب در سلام پس از پيغمبر واجب نمى‌باشد، و گفته مى‌شود: السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِّ. حافظ گفته است: اين خبر يقيناً صحّتش به ثبوت پيوسته است. عَبْد الرَّزَّاق گفته است: خبر داد به ما ابن جريح که خبر داد به ما عطاء که صحابه در عصر حيات رسول اکرم مى‌خوانده‌اند: السَّلَامُ عَلَيْک أيُّهَا النَّبِىُّ و چون آن حضرت رحلت نمود گفتند: السَّلَامُ عَلَى النَّبِىِّ. و اين خبر صحيح الإسناد مى‌باشد. و بر اساس همين اختلاف3 قاضى گفته است: اين دلالت دارد بر آنکه اگر لفظى از تشهّد ساقط گردد که آن لفظ در بعضى از تشهّدهاى مرويّه وارد نبوده است، تشهّد صحيح مى‌باشد. و بنابراين جايز است گفته شود أقلّ آن لفظى که در تشهّد کفايت مى‌کند، و آن است که گفته شود: التَّحِيَّاتُ لِلّهِ، السَّلَامُ عَلَيْک أيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ. أشْهَدُ أنْ لَا إلَهَ إلَّا اللهُ وَ أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ- يا: أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ. [ادامه در صفحه بعد]