
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
29أبوالملیح از أیوب كه گفت: یعِیبُونَ عَلَینَا الْکتَابَ ثُمَّ تَلَا: عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّى فِى کتَبٍ1و2
«آنان بر ما عیب مىگیرند كه أحادیث را مىنویسیم! آنگاه خواند این آیه را كه: علم آن در نزد پروردگار من است در كتابى.»
و أیضاً با سند متّصل خود روایت كرده است از بَقِیه كه مىگفت: چه بسا از من در حالتى كه ما در حال راه رفتن هستیم، أرْطَاة حدیثى را مىشنود و مىگوید: أمْلِهِ عَلَىَّ! «آن را بر من املاء كن تا بنویسم!»
من به وى مىگویم: فِى وَسَطِ الطَّرِیقِ؟! «آیا در میان راه إملا كنم و تو بنویسى؟!»
او مىگوید: أ وَ فِى غَیرِ اللهِ نَحْنُ؟!3 «مگر ما در راهى غیر از راه خدا مىباشیم؟!»
و با سند متّصل خود روایت مىكند از مَعْمَر كه گفت: من براى یحیى بن أبىكثیر أحادیثى را بیان كردم. وى گفت: براى من فلان حدیث و فلان حدیث را بنویس!
من به او گفتم: إنَّا نَکرَهُ أنْ نَکتُبَ الْعِلْمَ یا أبَا نَصْرٍ! «اى أبونصر! ما را خوشایند نیست كه علم را بنویسیم!»
او گفت: اکتُبْ لِى! فَإنْ لَمْ تَکنْ کتَبْتَ فَقَدْ ضَیعْتَ؛ أوْ قَالَ: عَجَزْتَ.4
«بنویس براى من! چرا كه اگر ننویسى علم را تضییع نمودهاى؛ یا آنكه گفت: عاجز شدهاى»!
بالجمله از مجموعه آنچه كه به طور تفصیل در ج ١٤ از همین مجموعه ذكر كردیم، و به دنبال آن شرحى در ج ١٥ آورده شد، به خوبى مبین و روشن گردید كه: در زمان خود رسول الله تدوین و كتابت، أمرى رائج و بلامانع بوده است و پس از آن حضرت میان دو طیف مخالف: عُمَر و بعضى از صحابه، و أمیر المؤمنین على بن
- آيه ٥٢، از سوره ٢٠: طه.
- «تقييد العلم» ص ١١٠. و در تعليقه دارد: و مثل اين عبارت از حماد بن زيد در «سنن» دارمى ج ١ ص ١٢٦ و «جامع بيان العلم» ج ١ ص ٧٣ آمده و در آن أيّوب از أبوالمليح آورده است که: «و کان أيّوب يکتب». به تاريخ دمشق ج ٣ ص ٢١٢ رجوع شود.
- «تقييد العلم»، ص ١١٠.
- همان.
