
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
190...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] گذارد و گفت:” هَذَا آخِرَ الْعَهْدِ بِک!” «اين آخرين زمان قرائت من است از تو، و اينک به پايان رسيده است!» و مالک گفته است: من از يحيى بن سعيد شنيدم که مىگفت: [اوَّلين] کس که در مسجد النّبى ما بين ظهر و عصر نماز مىگزارده است عبدالملک بن مروان و جوانانى با او بودهاند. عادتشان اين بود که چون امام جماعت، نماز ظهر را اقامه مىکرد، ايشان بر مىخاستند و تا وقت رسيدن نماز عصر به نوافل اشتغال مىداشتهاند. به سعيد بن مُسَيِّب گفتند: اى کاش ما هم بر مىخاستيم و همچون اين گروه نماز مىخوانديم. سعيد بن مُسَيِّب در پاسخشان گفت:” لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ بِکثْرَةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ! وَ إنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَکرُ فِى أمْرِ اللهِ وَ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ.” «عبادت کردن، به بسيار بجا آوردن نماز و روزه نمىباشد بلکه فقط عبادت عبارت مىباشد از تفکر در امر خدا و ورع از محرَّمات إلهيّه!» مروان بن حکم ولايت عهد خود را پس از پسرش: عبد الملک براى سعيد بن العاص مقرّر نمود عبدالملک براى آنکه سلطنت به أولاد خودش نصيب آيد، او را کشت. و اين کشتن او اوَّلين غدر و مکرى بود که در اسلام به وقوع پيوست. و بعضى از آنان راجع به اين قضيّه گفتهاند:
يَا قَوْمِ لَا تُغْلَبُوا عَنْ رَأْيِکم فَلَقَدْ ** جَرَّبْتُمُ الْغَدْرَ مِنْ أبْنَاءِ مَرْوَانَا
أمْسَوْا وَ قَدْ قَتَلُوا عَمْراً وَ مَا رَشدُوا ** يَدْعُونَ غَدْراً بِعَهْدِ اللهِ كَيْسَانَا
وَ يَقْتُلُونَ الرِّجَالَ الْبُزْلَ ضَاحِيَةً ** لِكَىْ يُوَلُّوا امُورَ النَّاسِ وِلْدَانَا
تَلَاعَبُوا بِكِتَابِ اللهِ فَاتَّخَذُوا ** هَوَاهُمُ فِى مَعَاصِى اللهِ قُرْآناً
و در وقت وصيّت به پسرش وليد مىگويد: اى وليد!” اتَّقِ اللهَ فِيمَا أخْلَقَک فِيهِ.” تا آنکه گويد: نظر عطف و توجّهت را بر حَجَّاج معطوف دار! اوست که منبرها را براى شما آماده و مهيّا ساخته است. و اى وليد! اوست شمشير تو و دست و بازوى قدرت تو بر عليه آن کس که با تو بستيزد و دشمنى کند! درباره او به گفتار احدى گوش فرا مدار! نياز تو به او بيشتر است از نياز او به تو! چون بمُردم، مردم را به بيعت خود فراخوان، کسى که با سرش بگويد: اين طور! (يعنى بيعت نمىکنم!) تو با شمشيرت به وى بگو: اين طور (يعنى سرت را از بدنت بر مىدارم!) چون حالت احتضار براى عبد الملک رخ داد، پسرش وليد بر وى وارد شد، عبد الملک به اين شعر تمثّل جست:
کمْ عَائدٍ رَجُلًا وَ لَيْسَ يَعُودُهُ ** إلّا لِيَعْلَمَ هَلْ يَرَاهُ يَمُوتُ؟
«چه بسيار افراد عيادت کننده از شخص مريضى مىباشند که غرض و منظورشان از عيادت چيزى نمىباشد مگر آنکه بدانند که آيا مىتوانند مرگ او را ببينند؟!» پسرش وليد شروع کرد به گريستن. عبدالملک گفت: آيا به مثابه کنيزان گريه مىنمائى؟! چون من مردم، کمر خود را محکم [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] گذارد و گفت:” هَذَا آخِرَ الْعَهْدِ بِک!” «اين آخرين زمان قرائت من است از تو، و اينک به پايان رسيده است!» و مالک گفته است: من از يحيى بن سعيد شنيدم که مىگفت: [اوَّلين] کس که در مسجد النّبى ما بين ظهر و عصر نماز مىگزارده است عبدالملک بن مروان و جوانانى با او بودهاند. عادتشان اين بود که چون امام جماعت، نماز ظهر را اقامه مىکرد، ايشان بر مىخاستند و تا وقت رسيدن نماز عصر به نوافل اشتغال مىداشتهاند. به سعيد بن مُسَيِّب گفتند: اى کاش ما هم بر مىخاستيم و همچون اين گروه نماز مىخوانديم. سعيد بن مُسَيِّب در پاسخشان گفت:” لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ بِکثْرَةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ! وَ إنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَکرُ فِى أمْرِ اللهِ وَ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ.” «عبادت کردن، به بسيار بجا آوردن نماز و روزه نمىباشد بلکه فقط عبادت عبارت مىباشد از تفکر در امر خدا و ورع از محرَّمات إلهيّه!» مروان بن حکم ولايت عهد خود را پس از پسرش: عبد الملک براى سعيد بن العاص مقرّر نمود عبدالملک براى آنکه سلطنت به أولاد خودش نصيب آيد، او را کشت. و اين کشتن او اوَّلين غدر و مکرى بود که در اسلام به وقوع پيوست. و بعضى از آنان راجع به اين قضيّه گفتهاند:
