
امام شناسی ج16 و 17
جلد شانزدهوهفده از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیس علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تقدّم شیعه در جمیع علوم»، «پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام» و «شرح حال ائمۀ چهارگانۀ اهلسنت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • تقدم شیعه در جمیع علوم، و تأسیس و تدوین آن • شيعه به پيروى از ائمّۀ خود حديث را مینوشتند • شرح حال معروف کرخی و توثیق وی • سیر علوم و تاریخ شیعه در عصر جمیع اهلبیت علیهمالسلام • بلندپایگیِ پایگاه علمی امام صادق علیهالسلام • علل نامیده شدن تشیّع به مذهب جعفری • کار امام صادق علیهالسلام آفتابی نمودن اسلام حقیقی بود • آزار و اذیتهای منصور دوانیقی نسبت به امام صادق علیهالسلام • بحثی مشروح از آراء و انظار ائمۀ اربعۀ اهل سنت: مالک بن انس، ابوحنیفه، ابنادریس شافعی، احمدبنحنبل • مناقب ساختگی برای ابوحنیفه • مخالفتهای ابوحنیفه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
امام شناسی ج16 و 17
189...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] مىرفت. و يحيى غَسَّانى گويد: عادت عبد الملک آن بود که بسيارى از اوقات نزد امِّ دَرْدَاء مىنشست. روزى وى به عبد الملک گفت:” بَلَغَنِى يَا أمِيرَ الْمُؤمِنينَ أنَّک شَرِبْتَ الطِّلاءَ بَعْدَ النُّسْک وَ الْعِبَادَةِ؟! قَالَ: إى وَ اللهِ! وَ الدِّمَاءَ قَدْ شَرِبْتُهَا!” «اى اميرمؤمنان! به من اين طور گزارش داده شده است که تو پس از آن عبادتها و پرهيزگاريها اينک شراب مىنوشى! گفت: آرى سوگند به خدا! و خونهاى مردم را همچنين مىنوشم!»
و نافع گويد: من در تمام مدينه گردش کردهام، هيچ جوانى را مجاهدتر در عبادت، و فقيهتر، و پرهيزگارتر، و کتاب خدا را بهتر و استوار قرائت کنندهتر از عبدالملک بن مروان نديدهام. و أبو الزّناد گويد: فقهاى مدينه عبارتند از: سعيد بن مُسَيِّب، و عبدالملک بن مَرْوان، و عُروة بن زُبَيْر، و قبيصة بن ذويب. و از عبدالله بن عمر چون پرسيدند: شما اى گروه مشايخ قريش! نزديک است که زمانتان بسر آيد، در آن صورت بعد از شما ما در مسائل خودمان به چه کس مراجعه نمائيم؟! ابن عمر گفت: مروان بن حکم در مدينه پسرى دارد. از او بپرسيد! عبدالملک دوستى داشت. روزى او بر شانه وى زد و گفت: چون پادشاهى امَّت محمد را نمودى تقواى خدا را پيشه گير! گفت: واى بر تو! مرا از اين سخن واگذار! مرا چهکار با سلطنت بر امت محمد؟! گفت: در اداره امورشان تقواى خدا را مورد عمل قرار بده! يزيد بن معاويه لشگرى به سوى اهل مکه گسيل داشت. عبدالملک گفت: أعُوذُ بِاللهِ! أ يُبْعَثُ إلَى حَرَم اللهِ؟! «من پناه مىبرم به خداوند! آيا به سوى حرم خداوند لشکر مىفرستند؟!»
يوسف که مرد يهودى تازه مسلمان بود، دست بر شانه او زد و گفت: جَيْشُک إلَيْهِمْ أعْظَمُ. «لشکر تو به سوى اهل حرم خدا عظيمتر مىباشد.» يحيى غَسَّانى گويد: چون مسلم بن عَقَبَه در مدينه فرود آمد، من در مسجد پيغمبر صلَّى الله عليه و آله وارد شدم و در کنار عبد الملک نشستم. عبدالملک به من گفت: آيا تو از اين سپاه هستى؟! گفتم: آرى. گفت: ثکلَتْک امُّک «مادرت به عزايت و سوگت بنشيند!» آيا مىدانى تو براى قتال و مبارزه با کدام کس حرکت مىکنى؟! به قتال و مبارزه با اوَّلين مولودى که در اسلام به دنيا آمده است، و با پسر حوارى پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم و با پسر ذاتُ النِّطَاقَيْن، و با آن کس که پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلّم حَنَک او را برداشتهاند. سوگند به خداوند اگر روز نزد او بروى او را روزه دار مىيابى! و اگر شب به نزد او بروى وى را به عبادت و نماز قائم مىيابى! بنابراين هر آينه تمام مردم جهان چنانچه براى قتال با او پشت به پشت داده يکديگر را همراهى نمايند، خداوند جملگى آنان را به رو در آتش مىافکند. و چون نوبت خلافت به عبد الملک رسيد وى ما را در معيّت حجَّاج به سوى او فرستاد تا اينکه او را کشتيم. و ابن أبى عائشه گفته است: چون خلافت به عبد الملک تفويض شد، قرآن در دامنش بود و مشغول خواندنش بود. قرآن را به روى هم [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] مىرفت. و يحيى غَسَّانى گويد: عادت عبد الملک آن بود که بسيارى از اوقات نزد امِّ دَرْدَاء مىنشست. روزى وى به عبد الملک گفت:” بَلَغَنِى يَا أمِيرَ الْمُؤمِنينَ أنَّک شَرِبْتَ الطِّلاءَ بَعْدَ النُّسْک وَ الْعِبَادَةِ؟! قَالَ: إى وَ اللهِ! وَ الدِّمَاءَ قَدْ شَرِبْتُهَا!” «اى اميرمؤمنان! به من اين طور گزارش داده شده است که تو پس از آن عبادتها و پرهيزگاريها اينک شراب مىنوشى! گفت: آرى سوگند به خدا! و خونهاى مردم را همچنين مىنوشم!»
