
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
491
- «بحار الأنوار» طبع حروفی کتاب «الإجازات» در شماره ٤١ صورت اجازه علامه محمّد تقی مجلسی از شیخ بهاء الدّین عامِلی آمده است و از ص ٥١ تا ص ٦١ را استیعاب نموده است آن است که: در ص ٦٠ میفرماید: و عمده در این مطلب آن بود که من در اوائل بلوغ یا پیش از آن طالب قرب به سوی خدا بودم با تضرّع و ابتهال. پس در رؤیا صاحب الزمان و خلیفة الرّحمن صلوات الله علیه را دیدم و از وی از مسائلی که برای من مشکل شده بود سؤال نمودم و پس از آن گفتم: یا بن رسول الله! برای من پیوسته در حضور شما بودن امکان ندارد. میخواهم به من کتابی عنایت کنید تا طبق آن عمل نمایم.1 پس او به من صحیفهای کهنه را داد. چون بیدار شدم آن صحیفه را در کتب وقفی مرحوم مبرور آقا غدیر یافتم و آن را گرفتم و بر شیخ بهاء الدّین محمّد خواندم و صحیفه خودم را از روی آن صحیفه نوشتم و مرّات عدیده آن را با نسخهای که شیخ شمس الدین محمّد صاحب الکرامات جدّ پدر شیخ بهاء الدین محمّد آن را نوشته بود مقابله کردم. و شیخ شمس الدین گفته بود: من این صحیفه را از نسخهای که به خطّ شهید رَضِیَ اللهُ عنهُ بود نوشتم. و شهید گفته بود: من آن را از نسخهای که به خطّ سدیدی بود نوشتهام. و سدیدی گفته بود: من آن را از نسخهای که به خط علی بن سکون بود نوشتهام و آن را با نسخهای که به خط عمید الرّؤساء بود و با نسخهای که به خطّ ابن ادریس بود مقابله کردهام. و به برکت مناوله صاحب الزمان صلوات الله علیه نسخه صحیفه در جمیع بلاد اسلام انتشار پیدا نموده است مخصوصاً اصفهان چرا که کمتر خانهای یافت میشود که در آن صحیفههای متعدّدی نباشد. و این انتشار دلیل بر صحّت رؤیا میباشد و الحمد لله ربّ العالمین علی هذه النعمة الجلیلة.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
1- شیخ محمّد باقر بهبودی در تعلیقه گوید: رجوع کن به نسخه اصلی که در آن محمّد تقی مجلسی با خطّ خود مطالب زیر را نوشته است و آن را خاتمه داده است: پس حضرت به من فرمود: من برای تو آن کتاب را فرستادم [آن را نگرفتهای؟! گفتم: نه!] آن کتاب نزد مولانا محمّد تاج فرح میباشد. آن را از او دریافت کن! من از حضرت وداع کردم و رفتم تا آن را از آن کس که به او داده بود بگیرم. و گویا او مرد معروفی در نزد من بود. چون به او رسیدم گفت: تو را صاحبالأمر فرستاده است؟! گفتم: آری! وی به من کتابی را داد و من آن را گرفتم و بازگشتم تا ملازم آن کتاب بوده باشم. در اینجا از خواب بیدار شدم و کتاب را با خود ندیدم پس شروع کردم با خودم گریه و زاری نمودن. و رفتم نزد شیخ بهاء الدّین محمّد رَحَمَهاللهُ. دیدم وی را که به تدریس صحیفه اشتغال دارد. چون قرائتش به پایان رسید. داستان را بر او معروض داشتم و همین طور گریه میکردم. شیخ گفت: این واقعه، واقعهای است که نظیر ندارد. و اعطاء کتاب عبارت است ـ از دادن علوم ربانیّه حقیقیّه! برای تو باد بشارت أبد الآباد. در اینجا مجلسی اوّل خاتمه داده است مطلب را و رؤیای خود را به طور خلاصه بازگو کرده است، و گفته است: فأعطانی صحیفةً عتیقةً ـ الخ فتدبّر.
- «بحار الأنوار» طبع حروفی کتاب «الإجازات» در شماره ٤١ صورت اجازه علامه محمّد تقی مجلسی از شیخ بهاء الدّین عامِلی آمده است و از ص ٥١ تا ص ٦١ را استیعاب نموده است آن است که: در ص ٦٠ میفرماید: و عمده در این مطلب آن بود که من در اوائل بلوغ یا پیش از آن طالب قرب به سوی خدا بودم با تضرّع و ابتهال. پس در رؤیا صاحب الزمان و خلیفة الرّحمن صلوات الله علیه را دیدم و از وی از مسائلی که برای من مشکل شده بود سؤال نمودم و پس از آن گفتم: یا بن رسول الله! برای من پیوسته در حضور شما بودن امکان ندارد. میخواهم به من کتابی عنایت کنید تا طبق آن عمل نمایم.1 پس او به من صحیفهای کهنه را داد. چون بیدار شدم آن صحیفه را در کتب وقفی مرحوم مبرور آقا غدیر یافتم و آن را گرفتم و بر شیخ بهاء الدّین محمّد خواندم و صحیفه خودم را از روی آن صحیفه نوشتم و مرّات عدیده آن را با نسخهای که شیخ شمس الدین محمّد صاحب الکرامات جدّ پدر شیخ بهاء الدین محمّد آن را نوشته بود مقابله کردم. و شیخ شمس الدین گفته بود: من این صحیفه را از نسخهای که به خطّ شهید رَضِیَ اللهُ عنهُ بود نوشتم. و شهید گفته بود: من آن را از نسخهای که به خطّ سدیدی بود نوشتهام. و سدیدی گفته بود: من آن را از نسخهای که به خط علی بن سکون بود نوشتهام و آن را با نسخهای که به خط عمید الرّؤساء بود و با نسخهای که به خطّ ابن ادریس بود مقابله کردهام. و به برکت مناوله صاحب الزمان صلوات الله علیه نسخه صحیفه در جمیع بلاد اسلام انتشار پیدا نموده است مخصوصاً اصفهان چرا که کمتر خانهای یافت میشود که در آن صحیفههای متعدّدی نباشد. و این انتشار دلیل بر صحّت رؤیا میباشد و الحمد لله ربّ العالمین علی هذه النعمة الجلیلة.
