اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج15

0
اعتقادات

جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهل‌بیت» و «تفاوت نفوس اهل‌بیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم   • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پس از او شیعیانش بودند  • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن  • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن  • مشروع بودن حق‌التألیف و حق الترجمه  • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد  • تعصب سنیان و تحریف روایات  • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانه‌ها توسط برخی از اهل‌سنت  • بحث از قیام علویان   • شرح حالات و فضایل زید بن علی‌ علیه‌السلام و قیام وی علیه ظلم  • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری  • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین   • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار   • درباره عاشورا و شهادت حضرت علی‌اکبر و علی‌اصغر علیهما السلام

امام شناسی ج15

36
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] اوست آنچه را که أبو الأسود دئلی سروده است:
      و إنَّ غلاماً بین کسری و هاشم‌ ** لَاکرُم مَن نیطَتْ علیه التَّمائم‌
      سنه سی و هشت از هجرت در مدینه متولّد گشت قبل از دو سال از رحلت جدّش امیر المؤمنین علیه‌السّلام، و مدّت دو سال با جدّش بود، و با عمویش حضرت امام حسن علیهما السّلام، دوازده سال، و با پدرش امام حسین علیه‌السّلام بیست و سه سال، و پس از پدرش سی و چهار سال، و در سنه نود و پنج هجری در مدینه رحلت نمود در حالی که از عمرش پنجاه و هفت سال می‌گذشت، و در بقیع در قبری که عمویش امام حسن علیه السلام بود در قبّه‌ای که در آن عباس بن عبد المطلب رَضِی اللهُ عَنهُ مدفون است به خاک سپرده شد. و به او ذو الثَّفِنَات گویند. چون ثَفِنَة با کسره فاء، در انسان به معنی زانو و مفصل ساقه پا و ران می‌باشد و این بدان سبب بود که طول سجده‌های آنحضرت در زانوها اثر گذارده بود. زُهْرِی گوید: من هیچ کس از هاشمیّین را أفضل از علی بن الحسین ندیدم‌1.
      و از حضرت امام باقر علیه‌السّلام روایت است که: عادت علی بن الحسین علیه‌السّلام چنان بود که در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می‌گزارد و باد او را مانند شاخه گندم تکان می‌داد2. و چون وضو می‌ساخت رنگش زرد می‌شد. اهل او به وی گفتند: این چه عادتی است که در حال وضو داری؟ در پاسخ فرمود: آیا می‌دانید من در مقابل چه کسی اراده قیام دارم؟!3
      و ابن عائشه گفت: شنیدم از اهل مدینه که می‌گفتند: ما از صدقات سرّی محروم نشدیم مگر هنگامی که علی بن الحسین علیهما السّلام جهان را بدرود گفت‌٤. و چون رحلت نمود و بدنش را برای غسل برهنه کردند حاضران متوجّه آثار برآمدگیهائی در پشتش شدند و پرسیدند: اینها چیست پاسخ داده شد: او شبها ظرفهای پوستی از آرد را بر دوشش برای مستمندان مدینه حمل می‌کرد و در پنهانی بدیشان می‌رساند و این آثار آن پوستهاست.5 و وی می‌فرمود: إنَّ صَدَقَةَ السِّرِّ تُطفئ غَضَبَ الرَّبِّ.6 «صدقات پنهانی، خشم پروردگار را خاموش می‌کند.» و از علی بن ابراهیم از پدرش روایت است که: علی بن الحسین علیه السلام پیاده حج می‌کرد و مسافت فیما بین مدینه و مکه را در بیست روز و شب می‌پیمود7. و از زرارة بن أعْین وارد است که: در نیمه شب سائلی می‌گفت: کجایند زاهدین دنیا و راغبین به آخرت؟! شنید که هاتفی از ناحیه بقیع که صوتش را می‌شنید و خودش را نمی‌دید جواب داد: اوست علی بن الحسین.8 علیهما السّلام و از طاووس روایت است که گفت: شبی در هِجر اسمعیل بودم که علی بن الحسین وارد شد. با خود گفتم: مردی است صالح از اهل بیت نبوت، بروم و به دعایش گوش فرا دارم! شنیدم که می‌گفت: ”عُبَیْدُک بفِنائک، مِسْکینُک بِفِنَائِک، فقیرک بفنائک.” من این دعا را در هیچ شدّتی نخواندم مگر آنکه موجب فرج و گشایش من شد.9
      زمخشری در «ربیع الابرار» حکایت کرده است که چون یزید بن معاویه جیش خود را به سرداری مسلم بن عقبه برای قتل و غارت و هتک نوامیس اهل مدینه گسیل داشت، علی بن الحسین چهار صد زن از مخالفین خود را با حَشَم و خدمتکارانشان ضمیمه عائله خود نمود تا آنکه جیش مسلم از مدینه منصرف شد. یکی از آن زنان می‌گفت: ما عِشْتُ و الله بین أبَوَیَّ بمثل ذلک الشریف.10 «قسم به خدا که من در میان خانه پدر و مادرم چنین گذرانی که در خانه این مرد شریف کردم نکرده‌ام!» و آنحضرت بسیار به مادرش مهربان بود. به وی گفتند: تو از جمیع مردمان به مادرت مهربانتر می‌باشی، پس چرا ما ندیدیم تو را با او که در یک کاسه غذا بخورید؟! حضرت فرمود: خوف آن دارم که به لقمه‌ای که چشم او افتاده است دست من سبقت گیرد و بنابراین خود را عاق کرده باشم‌11. به او گفته شد: حالت چطور است؟ فرمود: به واسطه قرابتم با رسول خدا در خوف به سر می‌برم در حالی که جمیع اهل اسلام به انتساب به رسول خدا در امان می‌باشند.12 
      ــــــــــــــــــــــــــــــ
      1- «تذکرة» ابن جوزی ص ٣٣١ و «ارشاد» مفید ص ٢٥٧.
      2- «ارشاد مفید» ص ٢٥٦.
      ٣- همان
      ٤- «البدایة و النهایة» ج ٩، ص ١٥٤.
      ٥- ابن شهرآشوب ج ٤، ص ١٥٣ و ١٥٤.
      ٦- ابن شهرآشوب ج ٤، ص ١٥٣ و ١٥٤.
      ٧- «ارشاد» مفید ص ٢٥٦.
      ٨- همان
      ٩- همان
      ١٠- «ربیع الأبرار» و «کشف الغمّة» ج ٢، ص ١٠٧.
      ١١- «مکارم الاخلاق» ص ٢٢١.
      ١٢- «کشف الغمّة» ج ٢، ص ٧٠١