
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
27...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] امِّی مِمَّنْ آمَنَتْ و اتَّقَتْ وَ أحْسَنَتْ وَ اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ. قال الصّادق علیه السلام: و مادرم گفت: پدرم گفت: یا امَّ فَرْوَةَ! إنّی لادْعُو اللهَ لِمُذنبی شیعتنا فی الیوم و اللَّیلة ألفَ مَرَّة، لانّا فیما ینوبنا مِنَ الرّزَایَا نَصْبر علی ما نَعلم من الثَّواب، و هم یَصْبرون علی ما لا یعلمون. و السَّنَد و إن لم یکن بتلک المکانة من الصّحّة و النّقاء، إلّا انَّا نبّهنا غیر مرّة علی أنَّ مثل هذه الاخبار الَّتی رواها المشایخ الثلاثة فی الکتب الاربعة یفید ظنّاً أزید من الظَّنِّ الحاصل من قول علماء الرِّجال.
و در کلامش علیهالسّلام که: مادرم گفت: پدرم گفت، تا آخر اشاره است به آنچه از خارج معلوم است که: این قاسم بن محمّد جدّ مادری مولانا حضرت صادق علیهالسّلام، و پسر خاله مولانا حضرت سجاد علیهالسّلام میباشد، و مادرش و امّ قاسم دو دختر یزدجرد بن شهریار آخرین کسْری از پادشاهان عجم بودهاند. و تزویج امام حسین علیهالسّلام به یکی، و تزویج محمّد بن ابی بکر به دیگری مشهور و در کتب مسطور است. تا آنکه صاحب «تنقیح» میگوید: و مالک بن انس میگفت: إنَّهُ مِنْ فُقَهَاءِ هَذِهِ الامَّةِ. وی در سنّ هفتاد و دو سالگی در سنه یکصد و یک وفات یافت.
و ایضاً در «تنقیح المقال» ج ٣، ص ٧٣ در ترجمه امّ فَرْوَه گوید: دختر قاسم بن محمّد بن ابی بکر و مادر مولانا الصادق علیهالسّلام است و مادرش اسماء دختر عبد الرّحمن بن ابی بکر میباشد. و ازاینجهت بود که حضرت صادق علیه السلام میگفت: ”وَلَّدَنِی أبُو بَکرَ مَرَّتَیْنِ” تا آخر.
و در «اعیان الشِّیعة» طبع دوم، ج ٤٣ ص ٩ و ص ١٠ در ترجمه احوال او تحت شماره ٩٤٦٧ آورده است که: وی در قَدید که منزلی است ما بین مکه و مدینه، در سنه ١٠١ یا ١٠٢ یا ١٠٨ یا ١١٢ فوت نمود. و گفت: کفِّنُونِی فِی ثیابی الَّتی کنْتُ أصَلّی فِیهَا: قَمِیصِی وَ إزاری و رِدَائی! و الْحیُّ أحْوجُ إلی الجدید من الْمَیِّتِ. «مرا کفن کنید در لباسهایم که در آنها نماز میخواندم: پیراهنم و شلوارم و رِدایم. و زنده به پوشیدن لباس نو نیازمندتر میباشد از مرده.» و عمرش هفتاد و یا هفتاد و دو سال بود و چشمانش نابینا گردیده بود، و او جدّ مادری حضرت صادق علیهالسّلام از مادرش امّ فَروه دختر قاسم بود. و راجع به این نسب است که شریف رضی میگوید:
وَ حُزْنَا عَتِیقاً وَ هْوَ غَایَةُ فَخْرِکمْ ** بِمَوْلِدِ بِنتِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ
«و ما به سبب میلاد قاسم بن محمّد در برگرفتیم ابو بکری را که او نهایت افتخار شما میباشد!» گفته شده است که: او با دختر امام زین العابدین علیه السّلام که پسر خاله او بود تزویج نمود. و مادران آن دو، دختران یزدجرد بن شهریار آخرین اکاسره از پادشاهان فارس بودهاند.
و ابن سعد در «طبقات» میگوید: مادر قاسم امِّ وَلَدی بوده است که به او سُودَة گفته میشده است، و مادر امّ فَروة أسماء بوده است و بعضی او را قَرِیبَة دختر عبد الرّحمن بن ابی بکر گفتهاند، و این است معنی قول امام صادق علیه السلام: ”إنَّ أبا بکر وَلَّدنی مَرَّتینِ. [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] امِّی مِمَّنْ آمَنَتْ و اتَّقَتْ وَ أحْسَنَتْ وَ اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ. قال الصّادق علیه السلام: و مادرم گفت: پدرم گفت: یا امَّ فَرْوَةَ! إنّی لادْعُو اللهَ لِمُذنبی شیعتنا فی الیوم و اللَّیلة ألفَ مَرَّة، لانّا فیما ینوبنا مِنَ الرّزَایَا نَصْبر علی ما نَعلم من الثَّواب، و هم یَصْبرون علی ما لا یعلمون. و السَّنَد و إن لم یکن بتلک المکانة من الصّحّة و النّقاء، إلّا انَّا نبّهنا غیر مرّة علی أنَّ مثل هذه الاخبار الَّتی رواها المشایخ الثلاثة فی الکتب الاربعة یفید ظنّاً أزید من الظَّنِّ الحاصل من قول علماء الرِّجال.
