اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج15

0
اعتقادات

جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهل‌بیت» و «تفاوت نفوس اهل‌بیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم   • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پس از او شیعیانش بودند  • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن  • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن  • مشروع بودن حق‌التألیف و حق الترجمه  • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد  • تعصب سنیان و تحریف روایات  • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانه‌ها توسط برخی از اهل‌سنت  • بحث از قیام علویان   • شرح حالات و فضایل زید بن علی‌ علیه‌السلام و قیام وی علیه ظلم  • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری  • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین   • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار   • درباره عاشورا و شهادت حضرت علی‌اکبر و علی‌اصغر علیهما السلام

امام شناسی ج15

141
  • شدند1 و بنا شد در میان قَلَّائین و غیرهم حَیَّ عَلَی خَیرِ الْعَمَل در اذان گفته شود، و در میان اهل کرخ‌ الصَلَوةُ خَیرٌ مِنَ النَّوْمِ‌ گفته شود، وَ تَرَحُّم بر صحابه را اظهار کنند. و بنابراین عبور و دخالت نَسَوی فائده‌ای نبخشید.

  •  ابن اثیر در ضمن حوادث سنه ٤٤٣ گوید:

  •  در ماه صفر این سال فتنه بغداد تجدید شد، آن فتنه‌ای که در میان سنّی‌ها و شیعه‌ها بود بسیار بالا گرفت، چندین برابر بالاتر و مهمتر از فتنه سابق. زیرا که چون هنوز در دلها از آن کینه‌های سابق باقی مانده بود، آن اتّفاق و اجتماع سابق در سنه ٤٤١ از شکستگی و ضعف در مصونیت نبود.2

    1. تاریخ نشان می‌دهد که نسوی سال گذشته هم (سال ٤٤٠) مأمور حلّ اختلاف شده و گروهی داشته (کما فی المنتظم ٣٢٠٨٥ ـ دعی ابو محمد بن نسوی ... فقتل جماعة ...) ازاینرو وقتی در سنه ٤٤١ مردم شنیدند که مجدداً او می‌خواهد برای حلّ اختلاف وارد شود شیعه و سنّی هر دو متّفق گشته زمینه دخالت او را باطل نموده و خود به حلّ اختلاف پرداختند.
    2. محقق بصیر و فقیه خبیر مرحوم شیخ محمّد حسین مظفّر در کتاب «تاریخ الشّیعة» ص ٧٤ تا ص ٧٦ آورده است که: تشیع در عراق انتشار نیافت مگر آنکه در اکثر أدوار خود برخورد با مصائب و ناراحتیها و عذابها و شکنجه‌ها نمود. اما در زمان بنی امیّه، ما در سابق اشاره نمودیم به مختصری از طرز رفتارشان با شیعیان تا ایّام بنی عباس، مگر آنکه از جهت شدت و ضعف تفاوت می‌کرد. و اگر از تاریخ بازپرسی کنی، البتّه به تو از بعض آن حوادث و شدائدی که بخصوص بر شیعه وارد گردیده است، پاسخ خواهد گفت. و کافی است که تاریخ أبو الفداء را بخوانی آنچه را که در سنه ٣٦٢ به ظهور رسیده است. وی می‌گوید: در این سال کرْخ آتش گرفت ـ و کرخ محله اختصاصی شیعه بود ـ احتراق عظیمی و سبب آن را ذکر کرده است تا می‌رسد به اینجا که می‌گوید: وزیر ابو الفضل برای دستگیری متعدّیان بر مرکب خود سوار شد و حاجب خود را که صافی نام داشت با عدّه ای برای جنگ با عامه شیعه به کرخ گسیل داشت، و مردی شدید التّعصّب بر علیه شیعه بود. حاجب در چند موضع از کرخ آتش پرتاب کرد. احتراق عظیمی در کرخ پدید آمد و عدّه ای که در آن آتش بسوختند هفده هزار (١٧٠٠٠) تن بودند. و سیصد عدد دکان، و خانه‌های بسیار، و سی و سه مسجد، و از اموال مقدار بی شماری بسوخت. و همچنین ابن أثیر تو را بی نیاز می‌کند اگر از او از وقایع سالهای ٤٠١ و ٤٠٦ و ٤٠٨ و ٤٤٣ و ٤٤٤ و از بسیاری سالهای دگر بپرسی تا آنجا که او در مورد حوادث سال ٤٤٣ گفته: امور فظیع و شنیعی به وقوع پیوست که مشابه و مانند آن در دنیا جریان نیافته است. تو اگر کتاب «المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم» را که تصنیف ابن جوزی است جلد هشتم آن را مطالعه کنی و وقایعی که در سال ٤٤١ و ما بعد آن به منصّه بروز رسیده است بدانی، آن وقت است که خواهی فهمید که چگونه خونها به جای اشکها جاری می‌شود؟ و چگونه از شدّت غصّه و رنج، جگرها تکه تکه می‌گردد؟ و در آنجا خواهی خواند آنچه را که بر شیعه از قتل و غارت، و بر مساجدشان از هَدْم و خرابی، و بر مشاهدشان از إساءه أدب، و بر علمائشان از اهانت وارد گردیده است. حتّی آنکه در حوادث سال ٤٤٨ ذکر کرده است که أبو عبد الله جُلّاب شیخ البزّازین را به دعوی غلوّ در رفض در باب الطاق کشتند و جنازه‌اش را بر در دکانش به دار آویختند. و در ص ١٧٢ داستان فرار ابو جعفر طوسی و نهب و غارت خانه‌اش را خواهی خواند! و در حوادث سال ٤٤٩ در ماه صفر ذکر کرده است که بر خانه أبو جعفر طوسی متکلّم شیعه در کرخ، ناگهان هجوم بردند و آنچه در آنجا بود از دفاتر او و کرسی درس او را که بر روی آن می‌نشست مأخوذ داشتند و به وسیله سه منجنیقی که آنجا بود و زوّار اهل کرخ از قدیم الأیّام در وقت عزیمت برای کوفه به قصد زیارت همراه خود می‌بردند همه را به کرخ بردند و آتش زدند، الی غیر ذلک از حوادث اسَف‌انگیز و اگر «الحوادث الجامعه» ابن فُوطی را به خوبی بخوانی با وجود آنکه کتاب کوچکی می‌باشد، تو را دلالت می‌نماید بر حوادث عدیده ای که در بغداد واقع شده است. و معتصم عباسی با وجود ضعف قدرتش، شیعه اهل بیت را از قرائت مقتل حسین علیه‌السّلام در محلّه کرخ، محلّه مختاره و سایر محلّات شیعه در دو طرف بغداد منع کرد، بنگر به حوادث سال ٦٤١ و ٦٤٨ و ٦٥٣ الی غیرها از سنوات قبل و بعد، و مپرس از آنچه که عثمانیها بر سر شیعه وارد ساختند در روزی که عراق را برای بار دوم در سنه ١٠٤٧ از دولت صفویّه غصب کردند از قتل و غارت و تعدّی بر بیگناهان و شکنجه و تعذیبشان، و احراق کتب! و اگر از تاریخ بپرسی که: چه بر سر شیعه در عراق آمده است از مردان زورگو و قدرتمند در أعصار تاریک و ستم، به تو جواب می‌دهد در حالی که از شدَّت غصّه، آب دهان در گلویش پریده و با مرکب خونین، واقعه را برای تو شرح می‌دهد! آری! این امور در زمانهای دور انجام نگرفته است، ما بعضی از آن ایام را ادراک نموده‌ایم. و روش بعضی از آشغالها و کثافات و مردمان رذل و پستی که از خود به جای گذاردند و بر عراق، بار سنگین و تحمیل بود، از همین قرار و سیره بوده است.