
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
52دست زدم و کتابی برداشتم. نظر نمودم دیدم کتابی است که حضرت حجّة الله روحی فداه دیشب به من مرحمت فرموده بودند. دیدم که صحیفه سجّادیه است مشغول شدم به گریه و برخاستم.
گفت: دیگر بردار! گفتم: همین کتاب کفایت میکند.
پس شروع نمودم در تصحیح و مقابله و تعلیم مردم. و چنان شد که از برکت کتاب مذکور، غالب اهل اصفهان مستجاب الدَّعوة شدند.1
مرحوم مغفور مجلسی ثانی میفرماید: که چهل سال در صدد ترویج صحیفه شد. و انتشار این کتاب به واسطه آن مرحوم شد که الآن خانهای نیست که صحیفه در آن نباشد.
این حکایت داعی شد که شرح فارسی بر صحیفه بنویسم که عوام بلکه خواص
- مرحوم استاد سید محمّد مشکوة در مقدّمه صحیفهای که به قلم محقّق عالیقدر: سید صدر الدّین بلاغی ترجمه فارسی شده است و در سنه ١٣٦٩ هجریه قمریه توسّط دار الکتب الاسلامیّة، به طبع رسیده است، در ص ٢٢ تا ص ٢٥ نیز شرح و حکایت این مکاشفه را از علامه مجلسی أوّل در کتاب «مشیخة الفقیه» بیان میکند و میگوید: این طریق از روایت، صحیفه را شفاهاً و بلاواسطه از حضرت صاحب الزّمان روایت کردن میباشد. مطالب او مانند حکایت مدرّسی چهاردهی است که در متن ذکر کردیم و در چند جا با مختصر تغییر در عبارت ایفا مینماید که آنها از این قرار است: ١ ـ در ذهنم خطور کرد که: مقصود حضرت از مولانا محمّد شیخ محمّد مدرّس است که در ذهن من بود. ٢ ـ شیخ فرمود که: در تعبیر این رؤیا تو را به علوم الهی و معارف یقینی بشارت دادهاند ولی دل من از این بیان آرام نگرفت. ٣ ـ چون به آقا حسن تاجا سلام کردم مرا ندا داد و گفت: کتابهای وقفی که نزد من است غالب طلاب که آن را میگیرند به شروط وقف عمل نمیکنند ولی تو به آن شروط عمل میکنی. بیا و این کتابها را ببین و هر کدام را که لازم داری بردار! ٤ ـ گفتم همین کتاب بس است و از آنجا به نزد شیخ محمّد مدرس مذکور رفتم و به مقابله آن نسخه با نسخهای که جدّ پدرش از روی نسخه شهید نوشته بود شروع کردم. و نسخهای که حضرت صاحب علیهِالسّلام به من مرحمت فرموده بود نیز از روی خطّ شهید (ره) نوشته شده بود. (پایان)
در اینجا سید محمّد مشکوة میگوید: و برای من هم در خصوص صحیفه، قضیّه غریبی اتّفاق افتاده که از ترس طول سخن از ذکر آن خودداری میکنم.
- مرحوم استاد سید محمّد مشکوة در مقدّمه صحیفهای که به قلم محقّق عالیقدر: سید صدر الدّین بلاغی ترجمه فارسی شده است و در سنه ١٣٦٩ هجریه قمریه توسّط دار الکتب الاسلامیّة، به طبع رسیده است، در ص ٢٢ تا ص ٢٥ نیز شرح و حکایت این مکاشفه را از علامه مجلسی أوّل در کتاب «مشیخة الفقیه» بیان میکند و میگوید: این طریق از روایت، صحیفه را شفاهاً و بلاواسطه از حضرت صاحب الزّمان روایت کردن میباشد. مطالب او مانند حکایت مدرّسی چهاردهی است که در متن ذکر کردیم و در چند جا با مختصر تغییر در عبارت ایفا مینماید که آنها از این قرار است: ١ ـ در ذهنم خطور کرد که: مقصود حضرت از مولانا محمّد شیخ محمّد مدرّس است که در ذهن من بود. ٢ ـ شیخ فرمود که: در تعبیر این رؤیا تو را به علوم الهی و معارف یقینی بشارت دادهاند ولی دل من از این بیان آرام نگرفت. ٣ ـ چون به آقا حسن تاجا سلام کردم مرا ندا داد و گفت: کتابهای وقفی که نزد من است غالب طلاب که آن را میگیرند به شروط وقف عمل نمیکنند ولی تو به آن شروط عمل میکنی. بیا و این کتابها را ببین و هر کدام را که لازم داری بردار! ٤ ـ گفتم همین کتاب بس است و از آنجا به نزد شیخ محمّد مدرس مذکور رفتم و به مقابله آن نسخه با نسخهای که جدّ پدرش از روی نسخه شهید نوشته بود شروع کردم. و نسخهای که حضرت صاحب علیهِالسّلام به من مرحمت فرموده بود نیز از روی خطّ شهید (ره) نوشته شده بود. (پایان)
