اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج15

0
اعتقادات

جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهل‌بیت» و «تفاوت نفوس اهل‌بیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم   • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پس از او شیعیانش بودند  • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن  • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن  • مشروع بودن حق‌التألیف و حق الترجمه  • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد  • تعصب سنیان و تحریف روایات  • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانه‌ها توسط برخی از اهل‌سنت  • بحث از قیام علویان   • شرح حالات و فضایل زید بن علی‌ علیه‌السلام و قیام وی علیه ظلم  • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری  • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین   • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار   • درباره عاشورا و شهادت حضرت علی‌اکبر و علی‌اصغر علیهما السلام

امام شناسی ج15

291
  • بدی و خوبی را می‌فهمد، زشتی و زیبائی را ادراک می‌نماید، راه بهشت و دوزخ را تشخیص می‌دهد، غایة الأمر در اثر مجاهده با نفس امّاره و ترجیح رضای خداوند محبوب، به مقام محبّت او می‌رسد، و در قوس صعودی از همه برتر و بالاتر می‌رود، و میان او و خدا حجابی نمی‌ماند. این است ازل و ابد امام، این است انتخاب و برگزیدگی امام. این است که محمد را مصطفی کرد و علی را مرتضی نمود.

  •  هر کس امام را موجودی بدون ادراک از مراحل عبودیت و تضرّع و استکانت به درگاه خدا گمان کند، دعاهای جانگداز و ناله‌های جگر خراش وی را هم حتماً باید حمل بر تمرین و تعلیم بشر و بالأخره به امور مسخره و فکاهیه تعبیر و تفسیر کند. و این چند ضرر خطیر دارد:

  •  اوَّل‌ آنکه: چشم حق بین خود را کور کرده، باطل را به صورت حق، و حق را به صورت باطل نگریسته است. و واقع را آن طور که باید مشاهده ننموده، و غیر آن را نگریسته است.

  •  دوم‌ آنکه: رابطه خود را با امام بریده است. چرا که او از امام واقع پیروی نمی‌کند.

  •  سوم‌ آنکه: از مرحله عمل و مجاهده و کاوش، طبعاً خود را ساقط نموده است، زیرا در زبان اگر نگوید در باطن خود به طور یقین می‌گوید: آنچه را از امامان نقل نموده‌اند از عبادتها و ایثارها و علوم و ادراکات، و از صفا و پاکی طینت، و از ورود در بهشت و جنّات تجری من تحتها الأنهار برای آنهاست، به ما چه مربوط؟! ما که اهل عالم طبیعتیم، و گرفتار حواسّ طبیعی و کشمکش غرائز نفسانی، و دیو جهالت و خود سری. ما کجا آنها کجا؟! چون خداوند از ازل وجود ایشان را نورانی آفریده است، و ما را ظلمانی، و ایشان را مجرّد، و ما را مادّی، و آنان را لطیف و ما را کثیف، و آنها را سعادتمند و ما را اهل شقاوت. بنابراین هر چه کوشش هم بکنی، به آنان نمی‌رسی! خیالت راحت باشد. برو و بخواب و معصیت کن که خدا تو را چنین‌