
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
272را به نزد مأمون آوردند. مأمون به او گفت: ای زید! در بصره خروج کردی، و از آتش زدن خانههای دشمنان ما از بنی امیه و ثَقیف و غَنی و باهِلَه و آل زیاد منصرف شدی و به آتش زدن خانههای بنی اعمامت پرداختی؟!
زید ـ که مرد شوخ و مَزَّاحی بود ـ گفت: یا امیر المؤمنین! من از هرجهت در این قیام خطا کردم، و اگر این دفعه خروج کردم، اوّل شروع میکنم به آتش زدن خانههای دشمنانمان!
مأمون بخندید، و او را به سوی برادرش: امام رضا علیه السّلام فرستاد و گفت: من جرم او را به تو بخشیدم! بنابراین او را به نیکوئی تأدیب کن! چون زید را حضور حضرت آوردند، حضرت با کلمات درشت و سخت با او مواجه شدند، و آزادش کردند و قسم یاد کردند که تا هنگامی که زندهاند با او سخن نگویند.
شیخ صدوق رحمهالله در «عیون»، اخبار بسیاری را روایت میکند که دلالت بر مذمّت او و بر سوء حال او دارد، و لیکن شیخ مفید رحمهالله در «ارشاد» در گفتارش مبنی بر آنکه: برای هر یک از اولاد حضرت ابو الحسن موسی کاظم علیه السّلام منقبتی و فضیلت مشهوری است، و حضرت امام رضا علیه السّلام در فضیلت از همه ایشان تقدّم دارد، او را استثناء ننموده است.
باری زید تا پایان دوره خلافت متوکّل حیات داشت و از ندیمان منتصر بود، و در زبانش مزاح و شوخی بود. صدوق رحمهالله در «عیون» گفته است: این زید بن موسی، زَیدی بوده است، و در بغداد بر کنار نهر کَرْخَایا1 نزول مینموده است و همان کس است که در ایام أبو السَّرَایا در کوفه خروج نمود، و کوفیان ولایت آنجا را به او سپردند.
مامقانی میگوید: نظریه من این است که: منظور از فضل و زیادی بر زبانش، مراد
- مامقانی در هامش آورده است: در «قاموس» گوید: کرخایا مشربهای است که آب به سوی آن از عمود نهر عیسی جاری میگردد.
