
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
263و پس از آن فرموده است: و آنچه در بعضی از کتب یافت شده است که: آنها با صادقین علیهمالسّلام مفارقت داشتهاند، محتمل است از روی تقیه بوده باشد به علّت آنکه اظهارشان در نهی از منکر به أئمّه طاهرین نسبت داده نشود.
و شاهد بر این مهم، خبری را از خَلَّاد بن عُمَیر کِنْدی (مولی آل حُجْر بن عَدی) آورده است که گفت: من بر حضرت أبی عبد الله علیه السّلام وارد شدم. او گفت: آیا شما علم و اطّلاعی از آل حسن: آنان که ایشان را از روبروی ما بردند دارید؟! و برای ما خبر آنان مرتّباً میرسید امَّا ما دوست نداشتیم ابتداءً آن اخبار را به وی بدهیم، فلهذا گفتیم: نَرْجُوا أنْ یعَافِیهُمُ اللهُ. «امید داریم خداوند به ایشان عافیت دهد» سپس گفت: وَ أینَ هُمْ مِنَ الْعَافِیةِ؟! «کجا هستند ایشان از برخورد با عافیت؟!» یعنی چقدر دور هستند ایشان از وصول به عافیت!
ثُمَّ بَکی حَتَّی عَلَا صَوْتُهُ وَ بَکینَا. «سپس گریست تا حدّی که صدایش بلند شد، و ما هم گریستیم.»
آنگاه گفت: حدیث نمود برای من پدرم از فاطمه بنت الحسین علیه السّلام، او گفت: حدیث کرد پدرم ـ صلوات الله علیه ـ و میگفت: یقْتَلُ مِنْک أوْ یصَابُ مِنْک نَفَرٌ بِشَطِّ الْفُرَاتِ مَا سَبَقَهُمُ الأوَّلُونَ، وَ لَا یدْرِکهُمُ الآخِرُونَ! وَ إنَّهُ لَمْ یبْقَ مِنْ وُلْدِهَا غَیرُهُمْ.
«کشته میشود از تو، یا گزند میرسد به نفراتی از تو در کنار شطّ فرات، که اوّلین نتوانستند از آنها جلو بروند، و آخرین نمیتوانند بدانها برسند. و اینک از اولاد فاطمه بنت الحسین غیر از ایشان کسی باقی نمانده است».
و أیضاً أبو الفَرَج اصفهانی، از یحیی بن عبد الله بن حسن که او از متخلّفین از محبس بنی حسن میباشد، روایت نموده است که گفت: حدیث کرد برای ما عبد الله بن فاطمه، از پدرش از جدّهاش: فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله که او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من گفت:
یدْفَنُ مِنْ وُلْدِی سَبْعَةٌ بِشَطِّ الْفُرَاتِ لَمْ یسْبِقْهُمُ الأوَّلُونَ وَ لَمْ یدْرِکهُمُ الآخِرُونَ. «دفن میشوند از اولاد من در کنار شطّ فرات هفت نفر، که پیشینیان از آنها نگذشتهاند، و
