
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
256است که: یحْیی را پس از قتل پدرش: زید ملاقات کرد، و یحیی به او گفت: سَمِعْتُ أبِی یحَدِّثُ عَنْ أبِیهِ، عَنِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السّلام، قَالَ: وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم یدَهُ عَلَی صُلْبِی فَقَالَ: یا حُسَینُ! یخْرُجُ مِنْ صُلْبِک رَجُلٌ یقَالُ لَهُ زَیدٌ یقْتَلُ شَهیداً، فَإذَا کانَ یوْمُ الْقِیمَةِ یتَخَطَّی هُوَ وَ أصْحَابُهُ رِقَابَ النَّاسِ وَ یدْخُلُ الْجَنَّةَ؛ فَأحْبَبْتُ أنْ أکونَ کمَا وَصَفَنِی رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله و سلّم.
قَالَ: رَحِمَ اللهُ أبِی زَیداً، کانَ وَ اللهِ أحَدَ الْمُتَعَبِّدِینَ، قَائِمٌ لَیلُهُ، صَائِمٌ نَهَارُهُ، مُجَاهِدٌ فِی سَبِیلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقَّ جِهَادِهِ.
فَقُلْتُ: یا بْنَ رَسُولِ اللهِ! هَکذَا یکونُ الإمَامُ بِهَذِهِ الصِّفَةِ؟!
فَقَالَ: یا عَبْدَ اللهِ! إنَّ أبِی لَمْ یکنْ بِإمَامٍ وَ لَکنْ مِنَ السَّادَةِ الْکرَامِ وَ زُهَّادِهِمْ، وَ کانَ مِنَ الْمُجَاهِدِینَ فِی سَبِیلِ اللهِ.
قُلْتُ: یا بْنَ رَسُولِ اللهِ! إنَّ أبَاک قَدِ ادَّعَی الإمَامَةَ وَ خَرَجَ مُجَاهِداً وَ قَدْ جَاءَ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله و سلّم فِیمَن ادَّعَی الإمَامَةَ کاذِباً!
فَقَالَ: مَهْ یا عَبْدَ اللهِ! إنَّ أبِی کانَ أعْقَلَ مِنْ أنْ یدَّعِیَ مَا لَیسَ لَهُ بِحَقٍّ. وَ إنَّمَا قَالَ: أدْعُوکمْ إلَی الرِّضَا مِنْ آل مُحَمَّدٍ. عَنَی بِذَلِک عَمِّی جَعْفَراً.
قُلْتُ: فَهُوَ الْیوْمَ صَاحِبُ الأمْرِ؟!
قَالَ: نَعَمْ هُوَ أفْقَهُ بَنِی هَاشِمٍ. ثُمَّ قَالَ: یا عَبْدَ اللهِ! إنِّی اخْبِرُک عَنْ أبِی ـ إلَی آخِرِ مَا نَقَلَهُ مِنْ زُهْدِ أبِیهِ وَ عِبَادَتِهِ.1
«شنیدم از پدرم که: حدیث مینمود از پدرش، از حسین بن علی علیهما السّلام، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم دستش را بر پشت من قرار داد و گفت: ای حسین! از صُلْب تو بیرون میآید مردی که به او زید گویند و شهید کشته میشود. و چون قیامت بر پا گردد او و اصحابش از روی گردنهای مردم قدم بر میدارند تا آنکه داخل بهشت میگردند. و من دوست میدارم آنچنان بوده باشم که رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا توصیف
- «تنقیح المقال» ج ١، برداشتی از ص ٤٦٧ تا ص ٤٧١.
