
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
250صبحگاهی که زید بن علی علیه السّلام در کوفه خروج کرده بود به وی رسیدم شنیدم از او که میگفت: مَنْ یعِینُنِی مِنْکمْ عَلَی قِتالِ أنْبَاطِ أهْلِ الشَّامِ؟! فَوَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه و آله و سلّم بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً لُا یعِینُنِی عَلَی قِتَالِهِمْ مِنْکمْ أحَدٌ إلَّا أخَذْتُ بِیدِهِ یوْمَ الْقِیمَةِ فَأدْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ بِإذْنِ اللهِ تَعَالَی.
«کیست از شما که مرا بر کشتن این مردم پست و فرومایه شام کمک نماید؟! سوگند به آن کسی که محمد صلی الله علیه و آله و سلّم را مبعوث گردانیده است از روی حقّ که بشارت دهنده و ترساننده باشد، هیچ کدام از شما نیست که در کارزارشان مرا اعانت نماید مگر آنکه من دست او را در روز قیامت میگیرم و به اذن خدای تعالی داخل در بهشت مینمایم!»
چون زید کشته شد، من مرکبی کرایه کردم و به سوی مدینه رهسپار گشتم، و بر حضرت ابو عبد الله صادق علیه السّلام وارد شدم، و با خود حدیث نفس میکردم که: و الله من او را از قتل زید آگاه نمیکنم تا بر او جَزَع کند.
همین که بر او وارد شدم فرمود: مَا فَعَلَ عَمِّی زَیدٌ؟! «عمویم زید چه کرد؟!»
گریه گلوگیرم شد. آنگاه گفت: قَتَلُوهُ؟! «آیا او را کشتند؟!»
