
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
248و از صدوق در «عیون اخبار الرّضا» از محمد بن برید نحوی از أبی عَبْدون از پدرش آورده است که گفت:
حضرت امام رضا علیه السّلام قیام زید بن موسی را محکوم کردند
چون زید بن موسی بن جعفر علیهما السّلام را به نزد مأمون آوردند ـ پس از آنکه در بصره خروج نموده بود و خانههای بنی عبّاس را آتش زده بود، و مأمون جرمش را به برادرش علی بن موسی الرّضا علیه السّلام بخشیده بود ـ
مأمون به حضرت گفت: یا أبَا الْحَسَن! اگر برادرت خروج کرد، و کرد کاری آنچنان را که کرد، تحقیقاً پیش از او زید بن علی علیه السّلام خروج کرده بود و کشته شده بود. و اگر به خاطر موقعیت تو نبود من او را میکشتم، زیرا آنچه را که وی انجام داده است کار کوچکی نیست!
حضرت رضا علیه السّلام به او گفتند: یا أمیرَ الْمُؤمِنینَ! برادرم زید را به زید بن علی، مقایسه منما! زیرا او از علماء آل محمد بوده است، برای خدا غضب کرد، و با دشمنان خدا جهاد کرد،، تا در راه خدا کشته شد.
حدیث کرد برای من پدرم: موسی بن جعفر علیه السّلام که: وی شنید از پدرش: جعفر بن محمد که میگفت: رَحِمَ اللهُ عَمِّی زَیداً، إنَّهُ دَعَی إلَی الرِّضَا مِنْ آل مُحَمَّدٍ، وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَی بِمَا دَعَی إلَیهِ. وَ لَقَدِ اسْتَشَارَنِی فِی خُرُوجِهِ، فَقُلْتُ: یا عَمِّ! إنْ رَضِیتَ أنْ تَکونَ الْمَقْتُولَ الْمَصْلُوبَ بِالْکنَاسَةِ فَشَأنَک!
فَلَمَّا وَلَّی، قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السّلام: وَیلٌ لِمَنْ سَمِعَ وَاعِیتَهُ فَلَمْ یجِبْهُ!
«خداوند رحمت کند عمویم زید را. او مردم را فرا میخواند به رضا از آل محمد، و اگر ظفر مییافت تحقیقاً وفا میکرد به آنچه که مردم را به سوی آن فراخوانده بود. او با من در خروجش مشورت کرد. من به او گفتم: ای عمو جان من! اگر میپسندی که کشته شوی و در زباله دان کوفه به چوبه دار آویخته گردی میل توست!
چون زید پشت کرد و رفت حضرت امام صادق علیه السّلام گفتند: وای بر آن که فریاد استغاثه او را بشنود و اجابت نکند!»
