
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
247مرحوم آیة الله مامقانی درباره زید بن علی بن الحسین بحث کرده است و مطالبی را ذکر نموده است. از جمله آنکه شهید رحمهالله در کتاب «قواعد» خود در بحث امر به معروف و نهی از منکر تصریح کرده است که: خروج زید به اذن امام علیه السّلام بوده است. و از جمله کلمات او این بود که:
إنَّهُ لَمْ یکرَهْ قَوْمٌ قَطُّ حَرَّ السُّیوفِ إلَّا ذَلُّوا.
«هیچ قومی هیچ وقت گرمای شمشیر را ناگوار ندانستند مگر اینکه ذلیل شدند.»
چون این کلام به هشام بن عبد الملک رسید گفت: أ لَسْتُمْ تَزْعَمُونَ أنَّ أهْلَ هَذَا الْبَیتِ قَدْ بَادُوا؟! وَ لَعَمْرِی مَا انْقَرَضُوا مَنْ مِثْلُ هَذَا خَلَفُهُمْ.
«آیا شما چنین نمیپنداشتید که: اهل این بیت هلاک شده اند؟! و سوگند به جان خودم منقرض نشدهاند کسانی که مثل چنین شخصی از أعقابشان بوده باشد.»
از کَشِّی با اسناد خود آورده است که: حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: هَذَا سَیدُ أهْلِ بَیتِی وَ الطَّالِبُ بِأوْتَارِهِمْ! «این است آقای اهل بیت من، و خونخواه خونهای ریختهشده بدون تلافی از ما.»
و أیضاً از کَشِّی در ترجمه حِمْیری از فُضَیل رسّان آورده است که گفت: دَخَلْتُ عَلَی أبِی عَبْدِ اللهِ علیه السّلام بَعْدَ مَا قُتِلَ زَیدُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السّلام فَأُدْخِلْتُ بَیتاً جَوْفَ بَیتٍ.
فَقَالَ لِی: یا فُضَیلُ! قُتِلَ عَمِّی زَیدٌ؟! قُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاک!
قَالَ: رَحِمَهُ اللهُ، أمَا إنَّهُ کانَ مُؤمِناً وَ کانَ عَارِفاً وَ کانَ عَالِماً وَ کانَ صَدُوقاً. أمّا إنَّهُ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَی. أمَا إنَّهُ لَوْ مَلَک لَعَرَفَ کیفَ یضَعُهَا؟!
«من بر حضرت صادق علیه السّلام وارد شدم پس از آنکه زید بن علی علیه السّلام کشته شده بود، و مرا داخل نمودند در اطاقی که در درون اطاق دگری بود.
حضرت فرمود: ای فضیل! عموی من زید کشته شد؟! گفتم: بلی فدایت گردم!
فرمود: خدایش رحمت کند هان بدان که او مؤمن بود، عارف بود، عالم بود، صدوق بود، هان بدان که: وی اگر غلبه بر دشمن مینمود هر آینه وفا میکرد به عهد امامت هان بدان که: او اگر قدرت مییافت، میدانست: ولایت را چگونه قرار دهد!»
