
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
245ای برادر من! آیا تو اراده داری زنده گردانی آئین و ملّت قومی را که به آیات خداوند کافر شدهاند، و عصیان پیمبرش را نمودهاند و از آراء و افکار خودشان بدون هدایت الهیه پیروی نمودهاند، و ادّعای خلافت کردهاند بدون برهان و دلیلی از خدا، و بدون عهد و پیمانی از رسول خدا؟!
ای برادر من! من تو را به خدا پناه میدهم از آنکه فردا در زباله دان کوفه بر دار آویخته گردی! در این حال چشمان حضرت اشکبار گردید، و اشکهایش همین طور سَیلان داشت، و سپس فرمود: خداوند حاکم باشد میان ما و میان کسی که پرده و حجاب ما را پاره میکند، و حقِّ ما را انکار مینماید، و سرّ ما را فاش میگرداند، و ما را به غیر جدّمان نسبت میدهد، و درباره ما میگوید آنچه ما در حقیقت خودمان آن را نگفتهایم».
دعوت یحیی بن عبد الله محض حضرت کاظم علیه السّلام را به خویشتن
و همچنین کلینی نامه یحیی بن عبد الله مَحْض را که در واقعه فخّ حضور داشت و پس از آن به دیلم گریخت، و در آنجا حکومتی را بر پا نمود و بالأخره در حبس هارون الرّشید کشته شد، به حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام آورده است که:
أمَّا بَعْدُ! فَإنِّی اوصِی نَفْسِی بِتَقْوَی اللهِ وَ بِهَا اوصِیک! فَإنَّهَا وَصِیةُ اللهِ فِی الأوَّلِینَ وَ وَصِیتُهُ فِی الآخِرِینَ.
خَبَّرَنِی مَنْ وَرَدَ عَلَیَّ مِنْ أعْوَانِ اللهِ عَلَی دِینِهِ وَ نَشْرِ طَاعَتِهِ بِمَا کانَ مِنْ تَحَنُّنِک مَعَ خِذْلَانِک! وَ قَدْ شَاوَرْتُ فِی الدَّعْوَةِ لِلرِّضَا مِنْ آل مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ قَدِ احْتَجَبْتَهَا وَ احْتَجَبَهَا أبُوک مِنْ قَبْلِک! وَ قَدِیماً ادَّعَیتُمْ مَا لَیسَ لَکمْ، وَ بَسَطْتُمْ آمَالَکمْ إلَی مَا لَمْ یعْطِکمُ اللهُ فَاسْتَهْوَیتُمْ وَ أضْلَلْتُمْ، وَ أنَا مُحَذِّرُک مَا حَذَّرَک اللهُ مِنْ نَفْسِهِ!
«امَّا بعد! پس من خودم را وصیت میکنم به تقوای خداوندی، و تو را نیز به آن وصیت مینمایم، چرا که آن وصیت خداست در پیشینیان، و وصیت اوست در پسینیان!
خبر آورد برای من آن کسی که بر من وارد شد از اعوان و ناصران خدا بر دینش و نشر اطاعتش که: تو با وجود آنکه ما را مخذول و تنها گذارده ای، معذلک محبّت و
