اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج15

0
اعتقادات

جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهل‌بیت» و «تفاوت نفوس اهل‌بیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم   • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پس از او شیعیانش بودند  • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن  • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن  • مشروع بودن حق‌التألیف و حق الترجمه  • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد  • تعصب سنیان و تحریف روایات  • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانه‌ها توسط برخی از اهل‌سنت  • بحث از قیام علویان   • شرح حالات و فضایل زید بن علی‌ علیه‌السلام و قیام وی علیه ظلم  • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری  • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین   • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار   • درباره عاشورا و شهادت حضرت علی‌اکبر و علی‌اصغر علیهما السلام

امام شناسی ج15

228
  • محمد مجروح را با این کیفیت در برابر خود می‌نگریست.

  •  زندان آن قدر تاریک بود که روز را از شب نمی‌شناختند. در اثر بوی تعفّن زندان، بدنهای یکی پس از دیگری ورم کرد و همگی در زندان بمردند.1

  •  چون بنی حسن را به کوفه حمل می‌کردند، محمد و ابراهیم با عِمامه ناشناخته به صورت اعراب بیابانی می‌آمدند، و با پدرشان سخن در پنهانی می‌گفتند: و از او مشورت در خروج می‌کردند، و اذن قیام می‌طلبیدند. پدرشان عبد الله می‌گفت: شتاب و عجله نکنید تا زمانی که نهضت و قیام برای شما صورت امکان پذیرد. و می‌گفت: إنْ مَنَعَکمَا أبُو جَعْفَرٍ أنْ تَعِیشَا کرِیمَینِ، فَلَا یمْنَعْکمَا أنْ تَمُوتَا کرِیمَینِ!2

  •  «اگر منصور دوانیقی جلوی شما را می‌گیرد از آنکه زندگی کریمانه داشته باشید، نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد از آنکه مردن کریمانه داشته باشید!»

  •  رُقَیه: دختر محمد بن عبد الله عُثمانی‌ زوجه ابراهیم بن عبد الله بن حسن بن حسن بود.

  •  سلیمان بن داود بن حسن می‌گوید: من هیچگاه ندیدم عبد الله بن حسن را که از آن مصائبی که به او می‌رسد، جَزَع و فَزَع کند مگر فقط یک روز. و آن هنگامی بود که شتر محمّد بن عبد الله بن عَمرو بن عثمان در حالی که او غافل بود برمید، و چون آمادگی نداشت در حالی که در دو پایش زنجیر بسته شده بود و در گردنش‌ زَمَّارَة3 (میله غلّ) بود، از شتر به زیر افتاد و آن میله غلّ و زَمَّارَة به محمل گیر کرد. من محمد را دیدم که به گردنش آویزان شده است و دست و پا می‌زند. در اینجا بود که عبد الله بن حسن گریه کرد گریه شدیدی.4 و حدیث کرد برای من محمد بن أبی حَرْب و گفت که:

    1. «تاریخ طبری»، همین جا، ص ٥٤٠ و ص ٥٤١.
    2. همان.
    3. در «أقرب الموارد» در ماده زَمَرَ آورده است: (الزَّمَّارَة) القصبة الّتی یُزَمَّر فیها و السّاجور و منه «أتی الحجّاج بسعید بن المسیّب و فی عنقه زَمَّارَةٌ» و هی السّاجور استعیرت للجامعة و ـ عمودٌ بین حلقتی الغُلّ. و در مادّه سَجَرَ آورده است: السّاجور خشبةٌ تُعلَّق فی عنق الکلب، ج سواجیر.
    4. «تاریخ طبری»، همین جا، ص ٥٤٣.