
امام شناسی ج15
جلد پانزدهم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «اهمیت صحیفۀ سجادیه و تواتر آن»، «بررسی قیامهای شیعه در زمان اهلبیت» و «تفاوت نفوس اهلبیت» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • روایاتی در ترغیب به کتابت و ثبت علم • اولین مصنف در اسلام امیرالمؤمنین علیهالسلام و پس از او شیعیانش بودند • اهمیت صحیفۀ سجادیه و ضرورت انس با آن • تاریخچۀ تدوین صحیفه کاملۀ سجادیه و اثبات تواتر آن • مشروع بودن حقالتألیف و حق الترجمه • ذکر «آل» در صلوات دلالت بر اتحاد نفوس امامان با پیامبر اکرم دارد • تعصب سنیان و تحریف روایات • قتل عام شیعیان و سوزاندن کتابخانهها توسط برخی از اهلسنت • بحث از قیام علویان • شرح حالات و فضایل زید بن علی علیهالسلام و قیام وی علیه ظلم • نقد نظریه محدث قمی در بازگو نکردن برخی حقائق مسلم تاریخی بخاطر مصلحت اندیشی پنداری • اختلاف نفوس ائمۀ طاهرین • خلقت مجرد و نورانی امامان توأم با اختیار • درباره عاشورا و شهادت حضرت علیاکبر و علیاصغر علیهما السلام
امام شناسی ج15
225(عبد الله بن محمد)1 وصیتنامه و عهدنامهای برای خلافت بعد از خودش، و بعد از منصور، برای أبو جعفر عیسی بن موسی بن محمد بن علی نوشت و آن را به عیسی داد.
در همین موقع مردم با منصور بیعت کردند و وی را خلیفه نام نهادند.
و در سنه ١٣٧ منصور، ابو مسلم خراسانی را غِیلَةً کشت. او را پناه داد، امان داد، و دعوت کرد. همین که در مجلس او وارد شد به طور فَتْک او را کشت. قتل وی را مفصّلًا طبری آورده است.2
و أیضاً طبری گفته است: در سنه ١٣٩ عبد الرّحمن بن معاویة بن هشام بن عبد الملک بن مَروان به سوی انْدُلُس رهسپار گشت. اهالی آنجا امر ولایتشان را به او سپردند، و تا امروز فرزندان او در آنجا حکومت دارند.
و در این سال ابو جعفر منصور، مسجد الحرام را توسعه داد.3
جنایات شگفت انگیز منصور به بنی الحسن
و در سنه ١٤٠ منصور حج کرد، و در همان سفر چون به مدینه آمد، عبد الله محض را به محبس انداخت.4و5
أبو جعفر منصور امر کرد ریاح6و7 را تا بنی حسن را مأخوذ دارد، و برای این مهم
- نام منصور عیناً مانند برادرش عبد الله بود. و لهذا هر دو تای این برادران، عبد الله بن محمد میباشند.
- «تاریخ طبری»، همین طبع، ج ٧، ص ٤٦٨ تا ص ٤٩٤.
- همین مصدر ص ٥٠٠، و ص ٥٢٢ و ص ٥٢٣.
- همان
- در کتاب «النّزاع و التّخاصم بین بنی امیّه و بنی هاشم» تألیف مقریزی در ص ٥٣ تا ص ٥٥ درباره خصوص کیفیّت ظلم منصور به بنی الحسن مطالبی هست.
- ریاح بن عثمان مُرِّی والی مدینه بود از جانب منصور
- مستشار عبد الحلیم جندی در کتاب «الامام جعفر الصّادق» ص ١٢٤ و ص ١٢٥ ریاح بن عثمان را با باء موحّده (رباح) ذکر نموده است، و گوید: در زمان ولایت رباح بن عثمان بر مدینه، جند و لشکر او بر منازل اهل بیت با فشار هجوم بردند و مردانشان را به سوی زندانها کشاندند، و موکبهای اهل بیت را در خیابانهای مدینه در حالی که ایشان را به غلّ و زنجیر بسته بودند مرور دادند و در حالی که شکنجه آنان را لاغر نموده بود و روزهای سخت آنها را از پای درآورده بود، و سپس ایشان را به سوی کوفه سوق دادند برای آنکه در زندان به امانت و ودیعت دائمی سپرده گردند در آن مکانی که محبوس میشوند. مسعودی در «مروج الذّهب» گوید: در سردابی زیر زمین آنها را زندانی نمودند که شب را از روز تمیز نمیدادند تا به حدّی که اکثرشان مردند، و سپس سقف را بر رویشان خراب کردند تا افرادی که هنوز زندهاند آنها هم بمیرند. بنابراین افرادی که پیش از اینان مرده بودند به واسطه فرود آمدن سقف دفن شدند بدون آنکه احدی به آنان اعتنائی بنماید.
